دو شنبه 20 مهر 1405
آخرین بروزرسانی : سه شنبه 4 شهریور 1404    تعداد بازدید : 37
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی در اجتماع امام رضایی های کرمان:

هر جا صدای دوگانگی و دوگفتاری بلند شود باید بدانیم طرحی صهیونیستی در کار است

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در اجتماع بزرگ امام‌رضایی‌های کرمان که سه‌شنبه شب 2 شهریور 1404 برگزار شد، حضور یافت به به بیان سخن پرداخت.

به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در اجتماع بزرگ امام‌رضایی‌های کرمان که سه‌شنبه شب برگزار شد، با تسلیت ایام پایانی ماه صفر و سالروز شهادت پیامبر اکرم(ص)، امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع) به عموم دوستداران اهل بیت تسلیت سخنان خود را با  ویژگی‌های دوران امامت امام رضا(ع) آغاز کرد و گفت:
زندگی امام رضا(ع) بسیار حساس و شگفت‌انگیز بود. آن حضرت در دوران امامت خود با سه جریان عمده روبه‌رو شدند: نخست عباسیان که حاکمان وقت جامعه اسلامی بودند، دوم برامکه که با وجود داشتن جایگاه در حکومت عباسی، اهدافی مستقل از آنان دنبال می‌کردند و سوم جریان‌های انحرافی و گروه‌هایی که پس از زندانی شدن امام موسی‌بن جعفر(ع) در جامعه پدید آمدند.

مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان ادامه داد:
در غیاب امام معصوم، انشعاباتی همچون زیدیون، اسماعیلیه و فتحیه شکل گرفت و دشمنان، به‌ویژه سامریان و یهودیان  که امروز با تعبیر صهیونیست از آنان یاد می‌کنیم  در اتاق‌های فکر خود نقشه تفرقه و نفوذ در جامعه اسلامی را پی‌ریزی کردند. این وضعیت برای امت اسلامی شرایطی بسیار خطرناک و بحرانی به وجود آورده بود.

حجت‌الاسلام عارفی با بیان اینکه اقدام امام رضا(ع) در چنین فضایی کاری بس بزرگ و بی‌نظیر بود، تصریح کرد:
اگر امروز وضعیت آن زمان را مرور کنیم، درمی‌یابیم که پیش از ایشان کمتر کسی توانسته بود چنین دستاورد عظیمی داشته باشد. در زمان پیامبر اکرم(ص) جامعه اسلامی با وجود دشمنی مشرکان و حتی اتحاد گروه‌هایی از یهود و مسیحیان در جنگ احزاب، خطوط جبهه‌ها روشن بود؛ مومنان یک‌سو و دشمنان یک‌سو. اما پس از رحلت پیامبر(ص) و انحرافی که از جریان سقیفه پدید آمد که پشت‌صحنه آن نیز به اتاق فکر یهود بازمی‌گشت  جامعه اسلامی دچار انحراف شد. در این شرایط، نقش امام رضا(ع) در ایجاد انسجام و هدایت امت، جایگاهی بی‌بدیل و تاریخی دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در ادامه سخنان خود به جایگاه تاریخی اهل بیت(ع) در دوره‌های مختلف اشاره کرد و گفت:

در زمان امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب(ع) با وجود سال‌ها تبلیغات و بمباران فکری علیه اهل بیت، به لطف خداوند متعال خلافت ظاهری به ایشان رسید. در آن زمان، صفوف دشمن و دوست مشخص بود و پشت این صفوف، بدون تردید دست یهود قرار داشت که تلاش می‌کرد جبهه‌ها را در برابر صف حق یعنی امیرالمؤمنین(ع) شکل دهد.

 

وی افزود:

در دوران امام حسن مجتبی(ع) نیز گرچه آن حضرت مظلومانه به شهادت رسیدند، اما باز هم اتاق فکر یهود پشت سر بنی‌امیه و معاویه‌بن‌ابی‌سفیان قرار داشت. خط کفر و شرک روشن بود و خط اسلام نیز آشکار. اوج این تقابل در عاشورا به جنگ سخت کشیده شد؛ در آنجا هم صفوف دشمن و دوست مشخص بود. یاران امام حسین(ع) از یک‌سو و پیروان یزید ابن معاویه از سوی دیگر شناخته‌شده بودند.

 

مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان تصریح کرد:

اما در زمان امام رضا(ع) شرایط متفاوت بود. دشمنان با استفاده از تجربه شکست‌های گذشته، طرحی بسیار خطرناک و جامع برای ضربه به اهل بیت و نابودی اسلام ریختند. آنان می‌خواستند با وارد کردن اهل بیت در نظام حکومتی بنی‌عباس  که دشمنان سرسخت اهل بیت بودند  مردم را دچار تردید و شک کنند و آنان را نسبت به حقانیت مسیر دچار سردرگمی سازند. این طرح، تهدیدی جدی برای امت اسلامی به شمار می‌رفت.

 

وی با اشاره به ریشه‌های این جریان ادامه داد:

این سه گروهی که امام رضا(ع) با آنها روبه‌رو شدند، گرچه ظاهر متفاوتی داشتند، اما در پشت صحنه همه از یک مرکز هدایت می‌شدند و آن همان سامریون قدیم بودند؛ همان‌هایی که امروز با عنوان صهیونیست از آنها یاد می‌کنیم. این جریان پس از رفتن حضرت موسی(ع) به طور سینا و ماجرای فریب سامری شکل گرفت و با تحریف دین الهی یهود و گرایش دادن مردم به گوساله‌پرستی و شرک آغاز شد. سپس در مسیحیت نفوذ کردند و عقیده تثلیث را وارد ساختند و بعد نیز در صدر اسلام، با تشکیل اتاق فکر سقیفه، نقشه انحراف امت اسلامی را پی‌ریزی کردند.

 

حجت‌الاسلام عارفی خاطرنشان کرد:

آنان با جنگ سخت نتوانستند پیامبر اکرم(ص) را از میان بردارند، پس به سراغ طرح‌های دیگر رفتند. به شهادت بسیاری از مورخان شیعه و سنی، پیامبر اکرم(ص) سه بار توسط یهودیان مسموم شد و در بار سوم، بر اثر توطئه یک زن یهودی، به شهادت رسیدند. این نشان می‌دهد که پشت همه این جریان‌ها، همان خط نفوذ و دشمنی دیرینه یهود وجود داشته است.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در ادامه با اشاره به استمرار دشمنی صهیونیسم با امت اسلامی گفت:

از گذشته تاکنون این انسان‌های لجوج و پست، بشریت را از رنج خون‌ریزی‌ها و جنایات خود آرام نگذاشته‌اند. امروز می‌بینیم که در غزه کوچک بیش از شصت‌هزار انسان را به شهادت رسانده و ده‌ها هزار نفر دیگر را مجروح کرده‌اند. این جنایات محدود به فلسطین نیست، بلکه به لبنان، سوریه، عراق و حتی ایران  که مظهر قدرت جهان تشیع است  نیز حمله کرده‌اند. در واقع هر جنایتی در جهان رخ دهد، حتی در ایالات متحده آمریکا، پشت صحنه آن همین طیف خطرناک تروریستی و صهیونیستی قرار دارد.

 

وی در توضیح ابعاد نفوذ دشمن افزود:

هر جا صدای دوگانگی و دوگفتاری بلند شود تا میان کشورهای اسلامی و به‌ویژه در ایران عزیزمان اختلاف ایجاد کند، باید بدانیم طرحی صهیونیستی در کار است. امروز ایران مرکز قدرت جهان اسلام است. اگر بیانیه‌ای صادر شود که دشمن را امیدوار کند، اگر تلاش شود بین ملت ایران شکاف ایجاد شود، یا اگر کسانی که از جامعه طرد شده‌اند دوباره برجسته شوند و دیدار با ایشان صف کشیده شود، همه این‌ها بخشی از نقشه صهیونیست‌ها برای ایجاد تفرقه در امت اسلامی است. آنان چون از اتحاد ملت ایران شکست خوردند، به دنبال انتقام‌گیری و دامن‌زدن به اختلاف هستند. در چنین شرایطی باید هوشیار بود. باید توجه داشت که نصیحت کردن یک جوان برای رعایت حدود الهی موجب تفرقه و مخالف وفاق ملی نیست؛ مخالف وفاق ملی، مطرح کردن و زنده کردن مردگان سیاسی و طرد شدگان جامعه ایران اسلامی است.

 

 

 

 

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان خاطرنشان کرد:

صهیونیست‌ها نه دست برداشته‌اند و نه دست برخواهند داشت. تنها راه مقابله، وحدت است. از این پایگاه جهان اسلام باید یک صدا بلند شود و آن هم صدای وحدت باشد. همان‌طور که سردار دل‌ها تأکید داشت، اگر در جبهه اسلامی دو صدا ایجاد شود، شکست حتمی است. اگر کسی بگوید این دشمن است و دیگری بگوید نه، دوست است، حتی اگر فرماندهی سپاه اسلام با امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالب(ع) باشد، مثل جنگ صفین، شکست رخ خواهد داد. دوصدایی در صفین باعث شکست امیرالمؤمنین (ع) شد و امروز نیز باید بیش از پیش مراقب بود.

 

وی در ادامه افزود گفت:

ملت ایران به نمادهای دینی بسیار پایبندند و قلب‌هایشان مملو از عشق به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) است. امروز بزرگ‌ترین قدرت نرم در برابر دشمن، همین اتحاد و همین عشق به اهل بیت است که در دل شما مردم بزرگ ایران زنده است و خواهد ماند. نشانه بارز آن همین تجمع عظیم شما امام رضایی هاست که شاید بیش از 50 هزار نفر شرکت کردند. و با همه احترامی که برای نمادها و اسطوره‌های ملی قائلیم، باید بدانیم آنچه در طول تاریخ حرکت‌دهنده جامعه در برابر دشمن بوده و هست، اسطوره‌های دینی و عشق به اهل بیت(ع) است. بنابراین باید هوشیار بود، چرا که تفرقه بزرگ‌ترین خطر در برابر امت اسلامی به شمار می‌رود.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در بخش دیگری از سخنان خود به چالش‌های دوران امامت امام رضا(ع) اشاره کرد و گفت:

بزرگ‌ترین مانع حرکت امام رضا(ع) مسئله تفرقه‌ای بود که در میان شیعیان ایجاد شد و گروه‌های متشتتی را پدید آورد. در مقابل امام رضا(ع)، دیگر معاویه یا عمروعاص نبودند. شما شنیده‌اید که معاویه شیطانی بود و عمروعاص شیطانی‌تر از او؛ اما در هر صورت نه معاویه سواد بالایی داشت و نه عمروعاص. هرچند افراد مکاری بودند، اما دانشمند به معنای واقعی نبودند. اما در برابر امام رضا(ع) دو شیطان بزرگ قرار داشتند که هر دو باسواد و صاحب نفوذ بودند: یکی مأمون، که دانشمند بود اما منحرف و اسیر هواهای نفسانی، و دیگری فضل‌بن سهل برمکی، استاد مأمون، دانشمندی نامی و بزرگ  و در عین حال فردی مکار، فاسق و فاجر که هدف اصلی اش غلبه بر یاران امام رضا (ع) و همچنین غلبه بر بنی العباس و تشکیل حکومت برامکه و تسلط آن بر ایران عزیزمان بود.

 

وی ادامه داد:

امام رضا(ع) در مقابل چنین شخصیت‌های خطرناکی توانست کشتی نجات امت پیامبر اکرم(ص) را به سلامت به ساحل برساند و مانع نابودی امت اسلامی شود. طرحی که فضل‌بن سهل به مأمون داد این بود که امام رضا(ع) را از مدینه به مرو منتقل کنند. چرا به مرو؟ چون به مأمون گزارش داده بودند که حجاز، عراق و مصر در اختیار تو نیست، بلکه در دست علی‌بن موسی‌الرضا(ع) است. مأمون پرسید چه باید کرد؟ فضل گفت راهش این است که امام را به مرو بیاوری. مأمون گفت آوردن ایشان خطرناک است. فضل پاسخ داد: خیر، وقتی زیر نظر ما باشد خطری ندارد. اگر نیاید، می‌توان او را به زور آورد. مأمون تردید کرد و گفت مگر می‌شود چنین کاری کرد؟ فضل گفت من فکرش را کرده‌ام.

 

 

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان توضیح داد:

فضل‌بن سهل برای اجرای نقشه‌اش از دو ابزار استفاده کرد: یکی ابزار فریب و حیله و دیگری ابزار ترس و وحشت. ابزار حیله او "رجاء بن ضحاک" بود؛ خطیبی توانمند و چهره‌ای محبوب در میان مردم که مأمور شد مردم را با زبان خود فریب دهد. ابزار ترس و وحشت نیز "عیسی جلودی" بود؛ کسی که پیش‌تر حاکم مصر، مدینه و حجاز بود و مردم با شنیدن نامش دچار وحشت می‌شدند. او در میان مردم چماق حاکمیت به شمار می‌رفت.

حجت‌الاسلام عارفی افزود:

با این دو ابزار به سمت امام رضا(ع) حرکت کردند. هدف، هدفی بسیار خطرناک بود. می‌خواستند چنین وانمود کنند که ای امت اسلامی! ای شیعیان! این فرد، یعنی امام رضا(ع)، با ما هم‌کاسه شده و در موضع قدرت قرار گرفته تا به خلافت برسد. در واقع تلاش کردند چهره امام(ع) را نزد امت اسلامی مخدوش کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در ادامه با اشاره به نقشه دشمنان برای بی‌اعتبار کردن امام رضا(ع) گفت:

امام رضا(ع) باید این طرح خطرناک را خنثی می‌کرد؛ طرحی که بسیار ناامیدکننده برای جامعه اسلامی آن روز بود. مأموران مأمون به مدینه آمدند. مردم گرد خانه امام جمع شدند و اعتراض کردند که اجازه نمی‌دهیم ایشان را ببرید. در این هنگام، رجاء بن ضحاک بیرون آمد و خطاب به مردم گفت: ای مردم! مگر شما نمی‌گویید حکومت حق اهل بیت است و امامت از آنِ آنان است؟ گفتند: بله. گفت: ما آمده‌ایم تا امامت را به ایشان بسپاریم. مأمون پشیمان شده و می‌خواهد خلافت را به علی‌بن موسی‌الرضا بدهد. گروهی از مردم فریب خوردند و دور امام را خلوت کردند.

 

وی ادامه داد:

با وجود این، عده‌ای همچنان ایستادگی می‌کردند و شعار می‌دادند. اما وقتی عیسی جلودی سر از محمل بیرون آورد و تهدید کرد، ترس و وحشت بر مردم غلبه کرد و همه گریختند؛ جز چهار یا پنج نفر که در کنار امام باقی ماندند. این نشان می‌دهد ابزار اصلی دشمن چیزی جز ترس‌افکنی در دل مردم و ایجاد امید واهی به قدرت‌های مقابل نبود. همین مسئله می‌تواند باعث شکست شود، مگر اینکه رهبری چون علی‌بن موسی‌الرضا(ع) در میدان باشد و مردم حول محور ولی امر مسلمین گرد آیند. در غیر این صورت، شکست قطعی خواهد بود.

 

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان افزود:

در تاریخ آمده است که مأموران نزد امام رضا(ع) رفتند و گفتند: باید با ما بیایید. حضرت فرمودند: من از مدینه جدم بیرون نخواهم رفت. گفتند: نگاهی به بیرون بیندازید، یاوری برای شما باقی نمانده است. در آن شرایط، امام رضا(ع) دو وظیفه سنگین بر عهده داشتند: نخست، تبیین و آگاهی‌بخشی برای مردم؛ که نشان دهند اگر به مرو می‌روند، برای قدرت‌طلبی یا هم‌پیمانی با دشمنان دین نیست، بلکه ایشان را به اجبار می‌برند. دوم، استفاده از این فرصت برای معرفی مکتب تشیع و رساندن پیام اهل بیت(ع) به جهان اسلام. این اقدام بزرگ، راز ماندگاری و اثرگذاری امام رضا(ع) در تاریخ شد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، در ادامه به ماجرای حرکت امام رضا(ع) از مدینه تا شهادت در خراسان اشاره کرد و گفت:

امام رضا(ع) پس از اصرار مأموران، سه روز مهلت خواستند. سپس به کنار قبر جدشان رسول خدا(ص) رفتند، سلام دادند و با مردم وداع کردند. حضرت فرمودند: مردم مرا می‌برند؛ برایم گریه کنید. این جمله معروف که مداحان بارها نقل کرده‌اند، مربوط به همین لحظه است. اطرافیان گفتند: آقا! گریه پشت مسافر میمنت ندارد. ایشان پاسخ دادند: برای مسافری که امید بازگشت دارد؛ من امید بازگشت ندارم، مرا می‌برند اما بازگشتی در کار نخواهد بود.

 

وی افزود:

امام رضا(ع) پیش از حرکت، چند گروه را سازمان‌دهی کردند: گروهی به فرماندهی حضرت معصومه(س)، گروهی به فرماندهی احمدبن موسی(ع) معروف به شاهچراغ، و گروهی نیز به فرماندهی دعبل خزاعی برای روشنگری و جهاد تبیین. هدف این بود که مردم فریب نخورند و نگویند امام برای قدرت‌طلبی می‌رود.

 

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان ادامه داد:

وقتی امام رضا(ع) به مرو رسیدند، مأمون ایشان را کنار خود نشاند و گفت: پسرعمو جان! می‌خواهم حکومت را به تو واگذار کنم. امام فرمود: امامت یا از آنِ توست یا نیست؛ اگر از آنِ توست که حق نداری آن را به دیگری ببخشی، و اگر از آنِ تو نیست، چیزی را که به تو تعلق ندارد نمی‌توانی به صاحبش ببخشی. بدین‌گونه امام رضا(ع) با بیانی روشن، نقشه مأمون را خنثی کردند.

 

حجت‌الاسلام عارفی تصریح کرد:

مأمون برای کاستن از جایگاه امام رضا(ع)، مناظره‌هایی میان ایشان و دانشمندان و علمای ادیان مختلف ترتیب داد، اما نتیجه برعکس شد. امام رضا(ع) با دانش و استدلال‌های قاطع خود همه را مجاب کردند و حتی بزرگان ادیان در برابر ایشان سر تعظیم فرود آوردند. محبوبیت امام در میان شیعیان و حتی غیرشیعیان چندین برابر شد. در ماجرای دیگری، مأمون تصمیم گرفت نماز باران را به امام واگذار کند تا در صورت نیامدن باران، جایگاه ایشان تضعیف شود. اما هنگامی که امام رضا(ع) به صحرا رفتند و نماز باران خواندند، باران رحمت الهی بارید و این حادثه عظمت ایشان را دوچندان کرد.

 

وی ادامه داد:

نفوذ امام رضا(ع) چنان بالا گرفت که حتی افراد نزدیک به دستگاه خلافت تحت تأثیر قرار گرفتند.عمرو بن رجاء بن ضحاک  همان کسی که مأمور انتقال امام بود و حتی همسر او شیعه شدند. همسر و دختر  فضل‌بن سهل برمکی نیز شیعه شد. این وضعیت نشان داد اوضاع از دست مأمون خارج شده است، به همین دلیل تصمیم به شهادت امام رضا(ع) گرفتند.

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان خاطرنشان کرد:

مأمون نمی‌توانست در مرو امام را به شهادت برساند، زیرا محبوبیت حضرت بسیار گسترده شده بود. بنابراین نقشه کشیدند تا هنگام حرکت به سمت بغداد، در مسیر ایشان را به شهادت برسانند. در سناباد، در باغی که پیش‌تر هارون دفن شده بود و امروز بارگاه نورانی امام رضا(ع) در آنجاست، مأمون به بهانه زیارت قبر پدرش توقف کرد، اما در حقیقت همانجا نقشه شهادت امام رضا(ع) را اجرا کردند و آن حضرت به دست مأمون به شهادت رسیدند.

 

 

IMG_20250824_214310
IMG_20250824_214218
IMG_20250824_214425.jpg
IMG_20250824_214719
IMG_20250824_214421
InShot_۲۰۲۵۰۸۲۴_۲۲۰۴۲۷۱۵۴
IMG_20250824_213915
نظر شما :
captcha