حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علی عارفی در مراسم گرامیداشت سالگرد شهید سید حسن نصرالله و در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان
به گزارش روابط عمومی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، حجتالاسلاموالمسلمین عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، سخنان خود را با محوریت مقاومت لبنان و سید حسن نصرالله علیه رضواناللهتعالی آغاز کرد و با تصریح بر این که «مسئله مقاومت یک مسئله عمیق و اصیل است»، افزود که این پدیده سالها توسط شخصیتهای برجستهای مانند امام موسی صدر رضواناللهتعالی علیه و شهید چمران شکل گرفته و دیگران نیز در تقویت آن تأثیرگذار بودهاند. به گفته وی، در گذشته شیعه در لبنان در شرایط بسیار ضعیفی قرار داشت و هیچ نقشی در اداره و حضور در حکومت نداشت.
دکتر عارفی با اشاره به نقش محوری سید حسن نصرالله در تحولات حزبالله گفت: این جریان در دوران رهبری او از یک گروه چریکی کوچک به نیرویی منظم با ساختار شبهارتشی، یگانهای عملیاتی دقیق و سلاحهای پیشرفته تبدیل شد و توانست در برابر رژیم صهیونیستی بایستد. وی در ادامه با مرور جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل یادآور شد: ارتشهای قدرتمند مصر، سوریه، اردن و حتی فلسطینیها با وجود برتری تجهیزات، در برابر اسرائیل شکست خوردند و سرزمینهای وسیعی از جمله قدس شرقی به اشغال درآمد.
حجتالاسلاموالمسلمین عارفی با اشاره به دستاوردهای حزبالله گفت: این جریان مردمی در حالی توانست در جنگ ۳۳روزه پیروزی بزرگی کسب کند که دشمن از بهترین تجهیزات و پشتیبانی قدرتهای جهانی برخوردار بود. او افزود: حزبالله، بدون آنکه جزئی از ارتش لبنان باشد یا حمایتی از آن دریافت کند، نه تنها امنیت لبنان را حفظ کرد بلکه یاریگر مردم غزه و فلسطین نیز شد؛ موفقیتی که نتیجه رهبری هوشمندانه و ولایتپذیری سید حسن نصرالله بود.
وی در ادامه به ماجرای شهادت سید حسن نصرالله پرداخت و یادآور شد: انفجار «پیجرها» پیش از آن، نزدیک به چهار هزار نفر از مردم و نیروهای مقاومت را شهید و مجروح کرد؛ حادثهای که بهکارگیری ابزار ارتباط جمعی برای ترور بود و مصداق جنایت جنگی آشکار محسوب میشد، اما با سکوت مجامع بینالمللی همراه شد. عارفی افزود: با وجود توافق آتشبس، رژیم صهیونیستی ناجوانمردانه به مقر نصرالله حمله کرد و او را به شهادت رساند، در حالی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، میراث نصرالله مکتبی پایدار است و به یک فرد محدود نمیشود.
او با تأکید بر شکست تحلیلهای دشمنان خاطرنشان کرد: برخلاف تصور آنان، حزبالله پس از شهادت نصرالله بسیار قدرتمندتر شده و اکنون بیش از صد هزار نیروی آموزشدیده در اختیار دارد. فرماندهی آن بازسازی و برای هر فرمانده شهید احتمالی جانشین تعیین شده و ذخایر موشکی آن بیش از ده برابر افزایش یافته است. به گفته وی، امروز حزبالله با اقتدار و استواری ایستاده و جای هیچ نگرانی وجود ندارد.
حجتالاسلاموالمسلمین عارفی با اشاره به اهداف دشمنان گفت: آنها تصور میکردند اگر شاخههای قدرت ایران در منطقه، همچون حزبالله و جبهه مقاومت، تضعیف شود، در گام بعدی میتوانند به خود ایران حمله کنند و پاسخی دریافت نکنند. او یادآور شد: زمانی که گفته میشد «فرزندان مقاومت برای حفظ ایران در سوریه میجنگند»، بسیاری این سخن را باور نمیکردند، اما پس از سقوط سوریه و شهادت سید حسن نصرالله بود که دشمنان جرئت یافتند ایران را هدف قرار دهند.
وی تأکید کرد: برخلاف تصور دشمنان، قدرت حزبالله نه تنها کاهش نیافته بلکه امروز بیش از ده برابر گذشته است. هرچند شهادت فرماندهان بزرگی همچون سید حسن نصرالله، سید هاشم و موسوی ضایعهای سنگین و فاجعهای بزرگ بود، اما ساختار حزبالله به گونهای عمیق و ریشهدار است که با فقدان رهبرانش تضعیف نمیشود، بلکه مقاومتر خواهد شد.
عارفی با اشاره به تجربههای گذشته افزود: زمانی که شهید موسوی، رهبر پیشین حزبالله، به شهادت رسید بسیاری تصور کردند کار حزبالله پایان یافته است، اما پس از آن این جریان چندین برابر قدرت گرفت و به اوج رسید. امروز نیز خون سید حسن نصرالله همان مسیر را تکرار کرده و به عامل استحکام و قدرت بیشتر مقاومت تبدیل شده است.
عارفی به جنگ دوازدهروزه اشاره کرد و توضیح داد که عدم ورود مستقیم محورهای مقاومت (مانند حزبالله، مقاومت عراق و انصارالله یمن) نتیجهگیری آگاهانه رهبران ایرانی بوده است — تصمیمی استراتژیک برای نشان دادن اینکه رژیم صهیونیستی آنقدر قدرتمند نیست که حضور گسترده دیگران لازم باشد، و نه دال بر ضعف یا ناتوانی نیروهای مقاومت. او تأکید کرد: گروههای مقاومت در عراق، یمن و لبنان امروز بسیار قویاند و «کارتهای» دیگری در محور مقاومت (از جمله از مراکز آفریقا و برخی کشورهای عربی) هست که هنوز ظاهر نشده و در زمان مناسب فعال خواهد شد.
عارفی سپس به عمق و گستره طرح حمله پرداخت: این عملیات حدود دوازده سال برنامهریزی شده بود، با تصویب در پنتاگون و مشارکت گستردهای از سوی ناتو و برخی کشورهای منطقه — شامل بهاشتراکگذاری آواکسها، ردیابی موشکها و حتی ورود مستقیم هواپیماها — طوری که برخی کشورهایی که خود را دوست ایران معرفی میکردند هم در نقش پشتیبان ظاهر شدند. او گفت گروههای تروریستی و جداییطلب داخلی در گوشهوکنار کشور نیز آماده و مأمور شده بودند تا همزمان عمل کنند. برای نهاییسازی طرح، مانورهای مشترک در اروپا و یونان برگزار شد تا جزییات بازسازی شود.
بر اساس برنامه طراحیشده، اهداف اصلی عملیات چهارگانه بودهاند:
۱. ترور و حذف سران سیاسی، نظامی و علمی کشور،.2.انهدام سامانههای پدافندی و پایگاههای نظامی (بخشی که اجرای آن به اسرائیل واگذار شده بود تا مسیر برای اقدامات بعدی باز شود)، 3.حمله به مراکز هستهای کشور، 4. ایجاد شورش و آشوب خیابانی.
عارفی توضیح داد که دشمنان بر این باور بودند که حدود ۶۰ درصد مردم نسبت به حاکمیت ناراضیاند و میتوانند دستکم نیمی از آن را (حدود ۳۰ درصد کل جمعیت) به خیابانها بکشانند تا با ایجاد آشوب گسترده، نظام را ساقط کنند. به گفته وی، فرماندهی کل این طرح با ایالات متحده بوده، اسرائیل مأمور اجرای بخشهای عملیاتی و برخی کشورهای منطقه نیز در آن مشارکت داشتهاند.
او افزود: برخلاف انتظار آنها، ایران از قبل زمان عملیات را میدانست تا جایی که برخی فرماندهان همان شب اعلام کردند «امشب زمان قطعی عملیات دشمن است». با این حال، نکته غافلگیرکننده در شیوه اجرای عملیات بود: دشمن از ابتدا ترور شخصیتها را در دستور کار قرار داد، امری که مورد غفلت تصمیمگیران قرار گرفت و تا حدی به دشمن امکان وارد آوردن ضربات را داد. هرچند دشمن توانست ضرباتی وارد کند، اما به اهداف اصلیاش نرسید.
عارفی تأکید کرد که دشمن انتظار داشت با شهادت یا حذف فرماندهان، نیاز به حدود ده روز برای تعیین جانشینان و بازسازی سازمانی وجود داشته باشد؛ اما همان شب مقام معظم رهبری شخصاً در «اتاق جنگ» حاضر شد، با دستخط خود ابلاغهای لازم را صادر کرد، فرماندهان را فراخواند و مأموریتها را روشن ساخت. این اقدام سریع و دقیق، که از دید او برای ارتشهای دنیا باورکردنی نبود، باعث شد ساختار فرماندهی بلافاصله بازسازی شود و ایران ظرف چند ساعت پهپادها و موشکهایش را آماده و روانه سازد.
عارفی افزود : با درایت و فرماندهی مقام معظم رهبری، توطئهای که سالها برای آن نقشهریزی شده بود در ساعات اولیه خنثی شد و ابتکار عمل همچنان در دست جمهوری اسلامی باقی ماند.
عارفی در تحلیل جنگ دوازدهروزه توضیح داد: ایران دارای سه لایه پدافند و سامانههای پرتاب موشک در سطوح سطحی، میانی و زیرزمینی است. دشمن تنها توانست به چند پایگاه نزدیک مرزها، و نیز تعدادی از سامانههای سطحی آسیب وارد کند. او افزود: فقط سه مرکز میانی در حال خروج از تونل مورد اصابت قرار گرفتند، اما با وجود مجروحیت و حتی قطع عضو برخی نیروها، یگانهای هوافضا موفق شدند پرتابهای خود را کامل انجام دهند. به گفته وی، دشمن قصد داشت کل سامانه دفاعی ایران را نابود کند، اما حتی یک هزارم آن نیز از بین نرفت.
او به حملات دشمن به مراکز غیرنظامی از جمله میدان تجریش برای تحریک افکار عمومی اشاره کرد و افزود: آمریکا پس از شکست عملیات میدانی مجبور شد مستقیماً وارد عمل شود و مراکز هستهای فردو، نطنز و اصفهان را هدف بگیرد، اما تنها بخشهای سطحی خسارت دیدند.
وی خاطرنشان کرد: دشمن تلاش داشت با آشوب خیابانی نظام را تضعیف کند، اما به جای آن میلیونها نفر از مردم تهران به خیابانها آمدند و با اتحاد خود از جمهوری اسلامی دفاع کردند. حتی منتقدان نیز در کنار ملت ایستادند و دشمن را مأیوس کردند.
او سپس به دستاوردهای عملیاتی اشاره کرد: در حالیکه در گذشته تنها ۱۷ تا ۵۵ درصد موشکها به هدف میرسیدند، در جنگ دوازدهروزه میزان اصابت در روزهای نخست به ۹۵ درصد و در روز آخر به ۱۰۰ درصد رسید. این موفقیت نه فقط به دلیل اتمام سامانههای ضد هوایی دشمن، بلکه به علت نابودی کامل سامانههای «گنبد آهنین»، «پیکان» و «فلاخند داوود» بود.
عارفی در ادامه افزود: ساختمان ۲۰ طبقه مرکز عملیات اسرائیل در زیرزمین هدف قرار گرفت و فرماندهان ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی آن کشته شدند. در حالیکه ابتدا آمار ۸۰ کشته اعلام شد، بعداً خود رژیم به ۸۰۰ نفر اعتراف کرد. همچنین مراکز پژوهشهای هستهای و شیمیایی اسرائیل نابود شد. او افزود: وضعیت به جایی رسید که حتی شهردار تلآویو گفت :نمیدانم اینجا تلآویو است یا غزه.
عارفی تصریح کرد: پس از این ضربات، آمریکا مجبور شد واسطهگری را از طریق عمان، سپس عربستان و امارات، و نهایتاً قطر پیگیری کند. ایران تنها «توقف موقت جنگ» را پذیرفت و هرگز آتشبس را به رسمیت نشناخت، زیرا آتشبس تبعات حقوقی بینالمللی دارد.
وی تأکید کرد: تعبیر آتشبس که در رسانهها مطرح شد صحیح نیست؛ جمهوری اسلامی ایران تنها توقف موقت جنگ را پذیرفت. در واقع، این دشمنان بودند که به عجز افتادند. کسانی که با هم متحد شده بودند تا ایران را نابود کنند، خودشان با شکست و فروپاشی مواجه شدند.
عارفی در بعد امنیتی جنگ دوازدهروزه تصریح کرد که برخلاف برداشت اولیه مبنی بر ضعف امنیتی، جمهوری اسلامی در این عرصه کاملاً پیروز بوده است. بهگفته وی، نفوذ اطلاعاتی ایران در اراضی اشغالی آنچنان گسترده است که حتی اطراف شخص نتانیاهو نیز از امنیت برخوردار نیست و حجم پروندههای جاسوسی وابسته به ایران در دستگاه قضایی این رژیم به حدی است که توان رسیدگی را کم کرده است.
او افزود: در مقایسه امنیتی «ده به یک» پیروز شدیم مراکز نظامی، علمی و امنیتی دشمن با دقت شناسایی و هدف قرار گرفتند؛ از جمله پایگاه اصلی موساد در تلآویو و پایگاه «حیفا». بنابراین موفقیت ایران در حوزهٔ اطلاعاتی و امنیتی برجسته و پیشتاز بوده است.
عارفی روشهای بهکاررفته از سوی دشمن را شرح داد و گفت بیشترین ابزار آنها سوءاستفاده از رسانهها و وسایل ارتباط جمعی و بهرهگیری از مسیرهای الکترونیکی بوده، نه صرفاً نفوذ فردی. او انتقاد کرد که برخی مسئولان پروتکلهای امنیتی در استفادهٔ از تلفن همراه را رعایت نمیکردهاند و همین سهلانگاری به شناسایی مراکز و افراد کمک کرده است.
درباره موضوع مهاجران، عارفی گفت برخلاف تبلیغات، نقش مهاجرین در جاسوسی چشمگیر نبوده و تفاوت قابلتوجهی بین آنها و برخی عوامل داخلی مشاهده نمیشود؛ با این حال او همواره مخالف ورود بیسامان مهاجران بدون ضوابط قانونی بوده و هشدارهای امنیتی داده است.
در ادامه حجت الاسلام عارفی به جلسهای فوقسری در کویت اشاره کرد که در آن حتی نماینده اسرائیل حاضر بوده و اعتراف شد در عملیات روانی علیه ملت ایران اشتباه کردهاند. آنان گفتهاند که ابتدا عملیات نظامی انجام دادهاند تا مردم شورش کنند اما نتیجهٔ عکس گرفتهاند؛ بنابراین در نظر داشتهاند که اگر میخواستند دوباره عمل کنند ابتدا باید مردم را به خیابان بیاورند، اما این نیز دشوار است زیرا بر اساس گفته آنها حدود ۷۵ درصد مردم ایران احساس پیروزی میکنند و از نظام حمایت دارند مگر این که شورش را از دانشگاهها آغاز کنند.
حجتالاسلاموالمسلمین عارفی با تاکید بر اینکه دانشجویان و دانشگاهها خط مقدم جنگ نرم هستند و باید با بصیرت، جلوی نفوذ و سوءاستفاده دشمن گرفته شود؛ گفت: دشمن بهدنبال آن است که دانشگاهها را پایگاه آشوب قرار دهد. بنابراین، اساتید، کارمندان و دانشجویان باید هوشیار باشند. وی گفت: «ممکن است مسئلهای مثل کیفیت غذا یا مشکلات خوابگاه وجود داشته باشد و باید به مسئولان منتقل و پیگیری شود، اما نباید این مسائل تبدیل به موج شود، چون دشمن دقیقاً بهدنبال موجسواری بر چنین موضوعات کوچک است.
عارفی درباره مکانیزم «اسنپبک» اظهار داشت فعال شدن آن تغییری ماهوی در وضع تحریمها برای ایران ایجاد نمیکند؛ زیرا بیش از ۹۰ درصد تحریمهای آمریکا، اروپا و شورای امنیت پیش از این شباهت داشتند و تنها کمتر از ۱۰ درصد تفاوت وجود داشت که فعال شدن اسنپبک آن را دگرگون نمیسازد. او افزود ادعای قرار گرفتن ایران زیر فصل هفتم منشور سازمان ملل و مجوز اقدام نظامی علیه کشور نادرست است؛ در صورت وقوع، مربوط به ماده ۴۱ خواهد بود که فقط اجازه اعمال اقدامات غیرنظامی (مثل بازرسی کشتیها) را میدهد و مجوز حمله نظامی نمیدهد.
عارفی با اشاره به مسئولیت ایران در تأمین امنیت تنگه هرمز گفت در صورت اعمال بازرسی متقابل، ایران موظف است کشتیهای کشورهای «حامی تروریسم» را نیز بازرسی کند و این یک عرف بینالمللی است که باید اجرا شود. او اسنپبک را «غیرقانونی» خواند و گفت این سازوکار در معاهدهها و پیمانهای بینالمللی جایگاهی ندارد؛ روسیه و چین نیز قبلاً آن را خلاف مقررات بینالمللی دانستهاند و ایران هم آن را بیاعتبار میداند و بازگشت تحریمها را مشروع نمیشمارد.
او تأکید کرد مصوبات شورای امنیت ضمانت اجرایی قوی و یکجانبهای ندارند و تحریمهای آمریکا عملاً مؤثرتر است چون خود آمریکا آنها را اجرا میکند، در حالی که دیگر کشورها لزوماً اجرا نمیکنند. از این رو اقدام سه کشور اروپایی را «خوشرقصی برای آمریکا و صهیونیستها» توصیف کرد و افزود آنان باید هزینه رفتارشان را پرداخت کنند.
در پایان عارفی گفت هرچند این اقدام به معنی پایان دیپلماسی نیست، اما حضور سه کشور اروپایی را در مذاکرات آتی با ایران منتفی دانست؛ به گفته او کشورهایی که «حامی تروریسم» تلقی شوند نباید در گفتوگوها حاضر باشند و حتی سفرای این کشورها فراخوانده شدهاند و نقششان در دیپلماسی آینده ایران حذف خواهد شد.