دو شنبه 20 مهر 1405
تعداد بازدید : 408

حجت الاسلام و المسلمین دکتر عارفی:حاج قاسم سلیمانی چهره راهبردی تعقل انقلاب اسلامی را از دوره ای به دوره دیگر منتقل کرد.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر عارفی:حاج قاسم سلیمانی چهره راهبردی تعقل انقلاب اسلامی را از دوره ای به دوره دیگر منتقل کرد.

حجت الاسلام و والمسلمین دکتر علی عارفی در جمع دانشگاهیان دانشگاه فرهنگیان استان البرز:

حاج قاسم سلیمانی چهره راهبردی تعقل انقلاب اسلامی را از دوره ای به دوره دیگر منتقل کرد.

به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندکی مقام معظم رهبری در داتشگاه، حجت الاسلام و المسلمین دکتر عارفی در جمع اساتید  و دانشگاهیان دانشگاه فرهنگیان استان البرز گفت: حاج قاسم سلیمانی چهره راهبردی تعقل انقلاب اسلامی را از دوره ای به دوره دیگر منتقل کرد.

ایشان در ابتدای کلام ضمن تشکر و قدردانی از دست اندرکاران زمینه ساز این وبینار بیان کردند: خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: {محمد رسول الله والذین معه اشدا علی الکفار رحماء بینهم تراهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوان سیماهم فی وجوههم من اثر سجود ذلک مثلهم فی التوراة و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطاه فآزره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین امنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظیما}

ایام فاطمیه شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) به محضر همه شما بزرگواران تسلیت عرض میکنم و سالگرد شهادت مظلومانه سردار رشید اسلام و سرور شهیدان مقاومت، حاج قاسم سلیمانی عزیز و همچنین همراهان عزیزشان به ویژه ابومهدی المهندس را به محضر شما بزرگواران تسلیت عرض میکنم و امیدوارم ان شاالله بتوانیم از رهروان راه همه شهدا به ویژه این دو شهید عزیز باشم .

دکتر عارفی در ادامه گفت: مصداق این آیه که عرض کردم رو شهید حاج قاسم سلیمانی داشت یکی از نکات این است که کسی می خواهد با پیغمبر باشد، با رسول خدا باشد؛ این معه که در آیه آمده یک معه فیزیکی نیست خیلی ها با پیغمبر بودند خیلی ها در کنار پیغمبر بودند خیلی ها مصاحبت با پیغمبر داشتند اما به مقامات نرسیدند؛ بلکه مثل قرآن پیغمبر، کنار پیغمبر بودند خیلی ها هدایت شدند؛ و خیلی ها به واسطه وجود نازنین پیغمبر گمراه و بدبخت شدند؛ چرا؟ چون مخالفت با رسول خدا کردند؛ چون همراهی معنوی نکردند فقط همراهی فیزیکی داشتند؛ لذا الذین معه یعنی ای برادر مسلمان در تمام قرون امروز و فردا هر وقت که جریان انسان در روی کره زمین است میتوانی با پیغمبر باشی، میتوانی بر علیه پیغمبر باشی. تاریخ این را نشان داده اگر می خواهی با پیغمبر باشی چند شرط دارد: اشدا علی الکفار رحما بینم؛ در مقابل کفار باید شدید باشی، سخت باشی، نفوذناپذیر باشی، اهل سازش نباشی، اهل تسلیم نباشی، اهل عجز نباشی؛ حاج قاسم سلیمانی اینجور بود؛ در مقابل کفار در میدان رزم از مولایش علی ابن ابیطالب یاد گرفته بود که پشت بر دشمن نخواهد کرد و همان شعار زمان جنگ که:  پشت رزمنده ها می نوشتند، خود رزمنده ها می نوشتند: جایی را که دشمن هرگز نخواهد دید! یعنی ما پشت به دشمن نمی‌کنیم اهل سازش نیستیم؛ اهل ذلت نیستیم؛ و دیدید تمام دنیا با هم بودند و ملت ایران تنها بود؛ اما پشت به دشمن نکرد و دنیا را شکست داد. اگر می خواهی با پیغمبر باشی بین خودتان همدیگر را دوست داشته باشید؛ باهم مهربان باشید و عشق بورزید؛ در حوزه سلیقه ای اختلاف نظر مانعی ندارد اما نزاع درونی زشت است که جدی بشود. این نظر حاج قاسم سلیمانی بود که از قرآن یاد گرفته بود و خصلت او بود؛ همانطور که فرمودند و مقام معظم رهبری هم فرمودند: حاج قاسم سلیمانی جناحی نبود وابسته به هیچ جناحی نبود، یعنی انقلابی به تمام عیار بود یک انقلابی در میدان بود یکی ولایی به تمام معنا بود؛ عاشق ولایت بود؛ عاشق مردم بود؛ نه تنها عاشق مردم ایران عاشق مردم جهان اسلام بود و نه تنها عاشق مردم جهان اسلام بلکه عاشق تمام مردم مظلوم عالم بود گاهی اوقات برای مردم مظلوم حتی اگر مسلمان هم نبودند اشک می ریخت؛ خصوصیت بعدی این بود که اهل عبادت بود؛ اهل تهجد بود؛ اهل پاکی بود؛ اهل مستحبات بود؛ سالهایی که بنده در خدمتش کمابیش بودم من والله میتوانم قسم بخورم؛ والله قسم جلاله است؛ من مکروه از ایشان ندیدم؛ در صحنه جنگ، صحنه هایی که خیلی‌ها به فکر ریزه‌کاری‌ها نیستند؛ اما من ندیدم نماز شبش ترک بشود؛ نوافلش حتی ترک نمیشد؛ گاهی اوقات در جنگ، در گرمای شلمچه، در گرمای  دشت عباس، در جزایر مجنون خفه کننده، ایشان روزه بودند؛ یاد جمله شهید بهشتی افتادم که می فرمود: بهشت را به بها میدهند نه به بهانه.

مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان در رابطه با خودسازی حاج قاسم گفت: حاج قاسم لیاقت داشت؛ قاسم خود را ساخته بود؛ حاج قاسم پاک بود؛ مطهر بود؛ از افکار شیطانی، فکر و اندیشه اش پاک بود؛ هم در عمل پاک بود، هم در گفتار پاک بود؛ هم در نگاه پاک بود؛ هم در زبان پاک بود. حاج قاسم سلیمانی آنچه را آموخته بود خوب عمل می کرد.

 دکتر عارفی همچنین تصریح کرد: نشانه بعدیشان این است که دشمن از آنها خشمگین است؛ یعنی این دشمنان حسابی از آنها عصبانی اند؛ حاج قاسم سلیمانی دشمن ازش می ترسید ، وحشت داشت ، هم در زمان جنگ اینطور بود و هم در دفاع از حریم اهل بیت اینطور بود؛ فراموش نمی کنم بنده رفته بودم عراق و با تعدادی از دوستان به طرف اربیل می رفتیم گفتند اربیل وضعش خیلی خراب است جلومان را بستند گفتند: ما باید اینجا از کنار پایگاه آمریکا عبور کنیم احتمال دارد خود آمریکایی ها ما را بزنند و یا احتمال دارد گرا بدهند به داعشی اینجا را بزنند و وضع اربیل خراب است؛ اکثریت شهر را داعشی ها گرفتند و در کنترل آنها هست و مقداری در کنار شهر دست مردم و کردها است همینطور ما اصرار داشتیم که ما باید برویم و دوستان همراه ما بچه های عراق بودند اصرار داشتند که نباید برویم قرار شد با خط مقدم تماس برقرار بشود گفتند دشمن دارد فرار میکند گفتم چه شد تا الان می‌گفتید نمی‌شود رفت الان می‌گویید دشمن دارد فرار میکند گفتن دیشب حاج قاسم آمده خبر آمدن حاج قاسم سلیمانی در منطقه پخش شده به گوش داعشی ها رسیده گذاشتند و فرار کردند حتی اسم حاج قاسم پخش شد آمده دشمن معرکه را ترک کرد بد نیست جمله ای را خدمتتان عرض کنم وقتی که وزیر خارجه آمریکا جناب آقای پاول آمد عربستان سعودی یکی از مقامات عربستان سعودی پادشاه بود یا ولیعهد بود یا وزیر امور خارجه بود دقیقا نمی‌دانم گفته بود به آمریکا چرا مشکل ایران را حل میکنید ایران کشور کوچکی است و شما ابرقدرتید بیایید تمام کنید ایران را و مشکل منطقه و مشکل ما حل می شود آقای پاور یک جمله گفته بود قشنگ بود گفته بود از شما سوال می کنم همه شما کشورهای عربی روی هم یکی مانند حاج قاسم سلیمانی دارید؟ بعد خندیده بود گفته بود نه نداریم گفته بود دنیا هم ندارد با ایران نمیشود جنگید؛ ایران کشور کوچکی نیست؛ ایران فرمانده کوچکی ندارد، دشمن ازش می ترسید باید دشمن متعجب بشود که در آیه قرآن آمده است: یعجب الزراع،

حجت الاسلام و المسلمین عارفی در تشریح سیره شهید سلیمانی ادامه داد: حاج قاسم یک چهره تعجب انگیزی بود برای جهان، یک پدیده بی بدیل و بی نظیری بود در جهان در مورد خودش البته، در جایگاه یک فرمانده نظامی قدرتمند و تعجب برانگیز بود؛ حاج قاسم اهل عمل بود؛ اهل حرف نبود؛ آیه قرآن می فرماید: { وعده الله الذین امنوا و عملوا الصالحات} همان طور که عرض کردم بهشت را به بها میدهند به بهانه نمی دهند . عملوا صالحات ، در حوزه علم چقدر تلاش داریم؟ در حوزه تربیت نسل جوان چقدر تلاش داریم؟ در حوزه تربیت نسل جوان دانشگاه فرهنگیان یکی از حساس‌ترین دانشگاه هاست معلم تربیت می کند؛ نبض مدیریت فردای جامعه دست معلمان شماست ؛ چه برنامه هایی دارید؟ چطور معلم های تربیت میکنید؟  معلم های حاج قاسم پسند تربیت می کنید؟ یا معلم خدایی نکرده آنطوری که اسم نمی برم؟ حتماً معلم های خوبی تربیت می‌کنید؛ حتماً جهاد شما در آنجا جهاد فی سبیل الله است؛ این جمله حاج‌قاسم‌سلیمانی است عرض می‌کنم که بنده خدمتشان رسیدم همین اواخر به همراه رئیس دانشگاه فرهنگیان کرمان، جناب آقای توان ، که الان صدای من را می شنوند گفتیم که: حاجی ما می خواهیم برویم سوریه ایشان فرمود: برای چی؟ گفتم: حاج آقا ما می خواهیم برویم ما از قافله شهدا عقب مانده ایم. گفتیم: لیاقت نداشتیم همه دارند می روند می ترسم این فرصت هم تمام شود؛ و ما به خیلی از دوستان مان نپیوندیم. ایشان فرمودند: کجا می خواهید بروید سوریه نیرو زیاد داریم گفتیم: حاج قاسم تو رو خدا اینطور نگو فرمود: نه حاجی شما توی دانشگاه هستید معرکه دانشگاه کمتر از معرکه شام نیست برید با جوان ها کار کنید؛ با اساتید کار کنید با کارمندان دانشگاه تان کار کنید؛ شما جای حساسی هستید؛ این نگاه حاج قاسم سلیمانی بود؛ شما جای حساسی هستید؛ برادران عزیز من جایگاه شما از دانشگاه علوم پزشکی حساس تر است؛ از دانشگاه علوم هم حساس تر است؛ دانشگاه فرهنگیان است؛ معلمان آینده باید حواستان جمع باشد. عمل صالحات همه اینها در حاج قاسم مصداق داشت؛ این بود که حاج قاسم توانست یک مکتب بسازد؛ هم مکتب عرفانی، هم مکتب تربیتی، هم مکتب جهادی، هم مکتب سیاسی؛ حاج قاسم سلیمانی یک مکتب است او نخواهد مرد.

ایشان در ادامه با ذکر ایاتی از قران در رابطه با زنده بودن شهدا عنوان کردند:

{ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون} .{و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیا ولکن لا تشعرون}

او هر روز زنده تر میشود و در دلها یادش عمیق تر می شود.حاج قاسم سلیمانی توانست مکتب بسازد. او چند خصوصیت داشت یک اینکه از ابتدا لقمه حرام نخورده بود. خودش به من گفت: والله قسم میخورم میدانم پدرم از ابتدا به من یک لقمه حرام‌نداده با زحمت کشی و کشاورزی نان درآورد؛ پاک پاک مادر پاک، پدر پاک ، حاج قاسم را در دامن خود بزرگ کرد یک بچه روستایی از قنات ملک.

پاکترین بود در اوج جوانی اینجا مخاطبم دانشجو هاست.حاج قاسم سلیمانی وقتی از روستا آمد به کرمان، همان موقع دوست اخوی من بود در هتل کسرا کار می کرد؛ و درس می خواند. هتل های زمان شاه جاهای مناسبی نبود اخوی من به من می فرمود حاج قاسم پاک پاک بود حتی غذاهارا مزه نمی‌کرد؛ حاج قاسم پاک بود؛ سرش را پایین انداخت؛ چون آن موقع حجاب درستی نبود؛ مشروبات تشکیلات، قمارخانه ها، حاج قاسم اهل این کارها نبود؛ حاج قاسم شجاع بود؛ در زمان جنگ خیلی شجاع بود شما بزرگواران چیزی شنیدید در عملیات های متفاوت؛ ما در صحنه ها و تنگناهایی قرار می گرفتیم که بارها شده بود خودمان پلاک هایمان را کنده بودیم انداخته بودیم؛ حتی عکس هایی یا نشانه هایی داشتیم این ها را می انداختیم و دیگر میگفتیم دیگر یا آماده شهادتیم یا آماده اسارتیم. حاج قاسم سلیمانی مثل شیر میجنگید؛ آب روی آتش بود انگار صحنه را آرام می کرد؛ دلهای ما را محکم می کرد. یکبار در محاصره دشمن قرار گرفتیم محاصره ای که هیچ کس فکر نمی کرد حاج قاسم بتواند از این محاصره بیرون بیاید حاجی رفته بود جلو یک تعدادی را آنجا دیده بود فکر کرده بود اینها نیروهای ایرانی هستند ولی آنها تعدادی عراقی بودند، بعثی بودند؛ ایشان با یک ظرافتی از این محاصره آمد؛ جالب این است که وقتی آمد یک لودر هم همراهش آورد؛ هم برای اینکه پوشش باشد؛ و هم یک غنیمت همراه باشد. خب آن روز یک طنزهایی هم درست شد خیلی جالب بود بسیار شجاع بود؛ مدبر بود؛ در اوج شجاعت بی تدبیر به آب نمی زد.

روی نقشه دقیق عمل می‌کرد؛ چون بعضی ها فکر می‌کنند اگر شجاع شدی باید سینه چاک بری در میدان؛ باید مدبرانه بروی!

بسیجی های ما در عین اینکه در مقابل دشمن بی ترمز بودند و حرکت می کردند اما ترمز تدبیر داشتند. مدبر بودند؛ فرمانده شان هم مدبر بود؛ دنبال آموختن بود؛ خیلی جالبه بدانید خیلی از شهدای ما اینطور بودند؛ سردار رشید اسلام حاج مهدی طیاری را یادش را گرامی میداریم ایشان هم همین خصوصیات را داشت؛ اینها اهل یادگیری بودند؛ سعی و تلاشش این بود که مطلبی را می‌خواند یا می‌شنود یادداشت کند و عمل کند؛ همین بود که سیر تکاملی اش شروع شد.

دکتر عارفی در رابطه با مراحل سیر حاج قاسم سلیمانی افزود: حاج قاسم، حاج قاسم نشد فوری! حاج قاسم با یک مراحل ابتدایی از شکل گیری شخصیتش در خانه با خانواده متدین، لقمه حلال خوردن، من دارم سیر تکاملی و تربیتی حاج قاسم را عرض می کنم

آمدنش در شهر و رعایت حلال و حرام و مستحبات و واجبات و مکروهات؛ در آن زمان آمدنش در صحنه جنگ با تهذیب نفس؛ تهجد، نماز شب، روزه داری، یادگیری در این سیر تکاملی شخصیت حاج قاسم شکل گرفت.

 حاج قاسم انقلابی، ولایی و بدور از جناح بازی بود؛ نظرش جذب حداکثری بود ؛ می فرمود: متهم نکنیم؛ هر کس را به هر چیزی، بی حجابی؛ تو با حجابی، تو انقلابی، تو انقلابی نیستی، باید تلاش کنیم بی‌حجاب‌ها با حجاب شوند؛ تلاش کنیم غیرانقلابیون انقلابی شوند؛ باید تلاش کنیم اگر عرضه داریم گاهی اوقات همین طوری می فرمود که اگر عرضه داریم تلاش کنیم؛ آنهایی که نیستند، ولایت را نمی شناسند، اهل بصیرت نیستند، بهشان بصیرت بدهیم، دفع شان نکنیم؛ دشمن محاصره شان نکند؛ دشمن مشخص است کی است دشمن صهیونیست است، دشمن آمریکاست؛ مواظبت کنیم؛ حتی تعجب شاید بکنید آنقدر توجه داشت برادران اهل سنت ما در این زمینه باید با ما یکی باشند بحث شیعه و سنی را اجازه نمی داد مطرح کنیم؛ نه در جبهه زمان هشت سال دفاع مقدس؛ و نه در مقاومت شام، زمان دفاع مقدس ما گردان وحدت داشتیم؛ سه تا گردان از سیستان و بلوچستان در لشکر ۴۱ ثارالله برادران اهل سنت ما بودند؛ نگاه حاج قاسم به اینها با ما فرق نمی‌کرد؛ توجه اش به اینها توجه ویژه ای بود؛ در زمانی هم که سوریه بود چه گردان های فاطمیون، چه‌گردان‌های بدریون، چه گردان های زینبیون ، چه گردان های شیعه و چه گردان های سنی که مقاومت می‌کردند؛ و اصلا اتحاد جهان اسلام اندیشه ایشان بود؛ مسئله اختلاف، نه مسأله دفع  بلکه ایشان سعی بر اتحاد داشت؛ یکی از طلبه ها رفته بود در سوریه برای تبلیغ. بعد زمینه‌ای فراهم دیده بود با یکی دو تا از برادران اهل سنت وارد بحث علمی شده بود زمانی که حاج قاسم شنید فرمود: این فرد را سریع برگردانید به ایران؛ و او را سریع برگرداندند. اینجا جای این بحث ها نیست؛ جای این بحث ها در حوزه های علمیه است؛ در دانشگاه هاست؛ نه در معرکه. در معرکه ایجاد نفاق می کند؛ ایجاد جدایی می کند؛ اینجا باید همه متحد باشند؛ دشمن روبروست؛ داعش است؛ دشمن آمریکاست؛ دشمن صهیونیست است؛ اسرائیل است؛ دشمن آل سعود است ؛ دشمن شناسی، دید حاج قاسم سلیمانی دید جهانی بود.

همچنین در بیان نگاه سیاسی سردار دلها بیان شد: ایشان یک سیاستمدار به تمام معنا نه  یک نظامی؛ بلکه سیاستمدار بصیر.

در اوج قدرت، عظمت و محبوبیت ایشان در اوج خضوع و خاکی بودن با توجه به اطرافیان و دوستان اقوام و خانواده های شهدا و امثال اینها بود.

نگاهش به همه جا بود ؛ در فرودگاه تهران بودیم، در فرودگاه مهرآباد می‌خواستیم بیاییم کرمان من در خدمتشان بودم البته آن شب اتفاقی به هم رسیدیم و آخرین سفر ما بود دور و بر حاجی ریختند آنهایی که شناختند روبوسی کردند؛ ناگهان دیدم حاج قاسم این جمعیت را شکافت رفت بیرون.

یکی از آن خدمه ها که لباس خدمه تنش بود و دستش طی و جارو بود و تمیز می کرد جلوی سرویس های فرودگاه را دیدم ایشان حرکت کرد رفت سمت ایشان، او را بغل کرد، بوسید؛ او اونجا ایستاده بود و داشت نگاه میکرد؛ معلوم شد خجالت می کشد با آن وضعیت جلو بیاید حاجی رفت و او را بوسید.

انقدر برخوردش با جوان‌ها عجیب بود؛ یک جوانی از اقوام مشترک ما با حاجی بود ولی خب نه حاج قاسم را می‌شناخت و نه حاج قاسم ایشان را می شناخت چون ایشان در ایران کم زندگی کرده بود خیلی هم اهل انقلاب و مملکت اینها نبود به قول معروف آن ور آبی بود.

ایشان آنجا گفته بود که این آقا کی است که دورش جمع شده اند گفتند: ایشان حاج قاسم سلیمانی است؛ او گفته بود آهان این پس همان فامیل ما است؛ اسمش را شنیده بودم اما ندیده بودمش؛ بعد با همان وضعیتی که داشت آمد به طرف حاجی و گفت: من فلانی هستم حاجی به جا نیاورد اما خیلی احترام کرد و فرمود: که من در خدمت شما هستم گفت: حاجی من می‌خواهم یک عکس بگیرم حاجی فرمود: مانعی ندارد عکس بگیرید؛ یک جوانی با آن ظواهر، بعد فرودگاه اعلام کرد که می‌خواهد در ها بسته شود و سوار شوید؛ وقتی که حرکت کردیم به طرف سوار شدن هواپیما ایشان در کنار حاجی واقعا نشد؛ رفت عقب هواپیما یا جلوی هواپیما نمی‌دانم خلاصه به گونه‌ای بود که دسترسی به حاجی نداشت بعد وقتی در فرودگاه کرمان پیاده شدیم حاجی در فرودگاه ایستاد!! دوستان فرمودند که حاجی بریم گفت: نه یک جوانی در فرودگاه مهرآباد گفت می خواهم با تو عکس بگیرم اون کجاست دنبال او می گشت تا تا آن جوان آمد گفت: آقا بیا بیا گفتی میخواستی عکس بگیری نشد بیا اینجا عکس بگیر! آن جوان گفت: قربانت بشوم حاجی فکر کردم تو مرا دور زدی و رفتی من فکر نمی‌کردم وایستید به خاطر من.

حاجی گفت: این چه حرفی است ایستاد کنار حاجی و عکس گرفت؛ این جوان متحول شد و الان همان عکسش روی پروفایل این جوان است. عاشق حاج قاسم سلیمانی بود. یادبگیریم نحوه برخورد با جوان ها را ببینیم حاجی چطور بود.

خانواده شهدا هم فرمودند: شما هم می‌دانید تقریباً به همه احترام ویژه داشت همچنین به روحانیت  احترام داشتند. همراهی با روحانیت داشتند؛ ایشان تکه کلامش این بود؛ معمولا با یک طلبه یا دو طلبه ارتباط تنگاتنگ داشت. حرفشان این بود که امام فرمود: اسلام منهای روحانیت اسلام نیست؛ یک طلبه باسواد و خوب می خواهم کنارم باشد جایی من به شبه ای برخورد کردم بپرسم.

ایشان در رابطه با سیره سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و ارتباط و انس ایشان با روحانیت فرمودند: عجیب بود؛ عجیب احترام به طلاب و روحانیت میگذاشتند؛ جلوی تمام طلبه ها بلند می شدند بدرقه می کردند؛ فراموش نمیکنم پشت سر آیت الله شاکری که آمده بودند در همین بیت الزهرای کرمان مراسم شرکت کرده بودند؛ حاجی یک دفعه متوجه شد حضرت آیت الله شاکری رفتند بیرون ، ایشان فرصت نکرد که کفش بپوشد؛  پا برهنه در کوچه دنبال ایشان دوید تا ایشان را بدرقه کند؛ تا سر خیابان پا برهنه بدون کفش دوید و رفت؛ و این نکته ازش غفلت شده است. یک بچه روستایی که اهل قنات ملک است، یک بچه عشایری که در فرهنگ عشایری آنجا زندگی کرده، می آید وارد این صحنه ها می شود و این رشد و تکامل چطور می‌شود؛ در صحنه جنگ که جای پیراستگی است ، جای زهد است ، جای جانفشانی است؛ درست است که زمینه عروج است اما فرهنگ عروج می خواهد؛ علم عروض میخواهد ؛  دستورنامه عرفانی می‌خواهد؛ این مرد به کجا رسید؛ هیچ کس نمی گوید که اینجا نقش روحانیت نقش معلمی بود. در اینجا نه فقط برای ایشان، بلکه برای تمام رزمنده ها؛ چطور آن رزمنده هایی که از کارخانه بلند می شدند، از چاه کنی بلند می‌شدند، از کشاورزی بلند می‌شدند، از صنعتگری بلند می شدند و ... به این درجات رسیدند.

چطور میشود یوسف الهی به آن درجات می رسد؛ کسی که ملجا و مراد حاج قاسم سلیمانی بود. عارفی که چشمش باز بود؛ مقام معظم رهبری فرمودند بعضی ها میگویند ره صد ساله را اینها یک شبه طی می‌کردند؛ بعضی از راه ها را که دیگران ۷۰ سال می‌رفتند به آن نقطه نرسیده‌اند که اینها رسیدند؛ چرا چون فضا فضای جهاد است و عرفان جهادی مکان  جان دادن است؛ ولی معارف هم میخواهد که این معارف را بسیجی های طلبه تزریق می‌کردند؛ که این نقش را متاسفانه کسی در جامعه ما بیان نمی کند؛ دعای کمیل های همین طلبه‌ها، تفسیر نهج البلاغه های هم این طلبه ها، داستان های کربلای همین طلبه ها، منبرهای همین طلبه‌ها؛ عمامه به سر با لباس بسیجی و اسلحه به دست درعین معرفت گویی و معرفت افزایی که برای رزمنده‌ها می‌کردند با دشمن نیز پیکار می کردند. این نقش مهمی بود که در جنگ، نقطه تمایز رزمندگان ما با دیگر نظامی های دنیا بود؛ آن نقش معلمی بود که، در دست توانای روحانیت بود؛ در زمان جنگ حاج قاسم این را کاملاً می فرمود و معتقد بود و می‌گفت؛ اما دیگران متاسفانه نمیگویند حاج قاسم سلیمانی چهره راهبردی تعقل انقلاب اسلامی را از دوره ای به دوره دیگر منتقل کرد؛ شعار اول انقلاب ، صدور انقلاب بود؛ اما عملیاتی نشد؛ فکر نکنید حالا یک حزب اللهی در لبنان شکل گرفت البته میدانیم که قبل از انقلاب هم به صورت جنبش امل حضور داشت؛ اما بعد از انقلاب کسی که توانست این تحول صدور انقلاب را به وجه میدانی و مرزهای ایران را از نظر اعتقادی ،نظامی  و سیاسی دارد تا فلسطین و نوار غزه و دریای مدیترانه از این طرف تا دریای احمر، یمن، و از آن طرف تا شام نزدیک دریای سیاه و ترکیه و آذربایجان و افغانستان و پاکستان و هندوستان و انها ببرد حاج قاسم سلیمانی بود.

فاطمیون، حیدریون ،زینبیون ، حزب‌الله، حشد الشعبی، انصارالله در یمن و...و همین طور در کشورهای عربی، مراکش و مغرب، شاخ غربی آفریقا کار حاج قاسم سلیمانی بود؛ نه فقط امنیت را در آنجا دنبالش می گشت که فرهنگ و تمدن اسلامی را به آنجا برد یعنی انقلاب اسلامی را به آنجا برد.

ایشان در پایان وبینار در ضمن ذکر خاطره ای از گفتگوی ایشان با حاج قاسم سلیمانی به ذکر مصیبتی پرداختند و فرمودند: حاج قاسم سلیمانی عصاره ملت ایران است.ملت اسلام و مجاهدین اسلامی همه حاج قاسم ما هستند؛ گرچه این عزیز ما ظاهراً در بین ما نیست.

ایشان یه‌روزی فرمود: حاج علی نمیدونم هم دلم می خواهد مثل امام حسین ع شهید شوم؛ سر نداشته باشم؛ هم دلم میخواهد مثل عباس ع شهید شوم؛ دست نداشته باشم؛ هم می‌خواهم مثل مادرم زهرا س بشوم؛ نمیدانم کدام را انتخاب کنم؛ به شوخی گفتم: حاجی ما طلبه ها یک چیزی داریم می گوییم الجبر مهما یمکن یعنی همه اینها را ایشان فرمود: خوب گفتی، کاش میشد همه اینها را جمع کرد!! همه اینها را جمع کرد؛ هم سر نداشت قاسم ما، هم دست نداشت قاسم ما، هم بدن اربا اربا علی اکبر هم بدن سوخته فاطمه س ...

 

نظر شما :
captcha