سه شنبه 21 مهر 1405
تاریخ بروزرسانی: یکشنبه 9 دی 1403    تعداد بازدید : 60

حضور مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان در مراسم گرامیداشت سالروز حماسه 9 دی

مراسم گرامیداشت سالروز حماسه 9 دی با سخنرانی حجت الاسلام دکتر علی عارفی مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان با حضور فرهنگیان و نخبگان و کارکنان اداره کل آموزش وپرورش استان کرمان برگزار شد

به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، حجت‌الاسلام والمسلمین عارفی، مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در این دانشگاه، در ابتدای سخن گفت:

میلاد با سعادت بزرگ پیامبر خدا، حضرت عیسی ابن مریم علی نبینا و علیه‌السلام را به محضر همه شما موحدین، مسلمین و همه مسیحیان عالم تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. همچنین حماسه بزرگ و خروش خودجوش ملت ایران در ۹ دی را گرامی می‌دارم و این روز بصیرت‌افزایی را به محضر همه ایرانیان، به‌ویژه شما عزیزان، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و خوشحالم که در جمع شما نخبگان هستم.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین عارفی در ادامه سخنان خود به ذکر حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام پرداخت و گفت:

از علی امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه آمده است: «أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ، فَإِنَّهَا خَيْرُ مَا تَوَاصَى الْعِبَادُ بِهِ وَ خَيْرُ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ عِنْدَ اللَّهِ. وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ [بِمَوَاقِعِ] بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ» خطبه ۱۷۳ نهج‌البلاغه

 

این سخن ظاهراً در آستانه جنگ جمل از امام علی علیه‌السلام صادر شده است. حضرت می‌فرمایند: به تحقیق دروازه‌ای از جنگ بین شما واهل قبله باز شده است؛ نه جنگ با کفار روم، یونان، مصر یا ایران، بلکه جنگ میان شما و مسلمانان. این مسئله سنگینی زیادی دارد که فقط اهل بینش، بصیرت و صبر می‌توانند آن را تحمل کنند. افرادی که زود تصمیم نمی‌گیرند، هیجانی قضاوت نمی‌کنند و با دقت عمل می‌کنند، و کسانی که علم دارند و می‌دانند مواضع حق کجاست، می‌توانند نجات پیدا کنند و حقیقت را بفهمند. اما بسیاری از مردم در تله دشمن گرفتار می‌شوند.

 

جنگ شناختی یکی از ابعاد جنگ نرم است. گرچه در رسانه‌ها این دو واژه را مقابل هم قرار می دهند و می‌گویند جنگ سخت، جنگ نیمه‌سخت، جنگ نرم، جنگ شناختی، اما این درست نیست. تعریف صحیح این است: جنگ سخت، جنگ ترکیبی، و جنگ نرم. جنگ نرم خود دارای ابعادی است که شامل جنگ اقتصادی، جنگ رسانه‌ای، جنگ شناختی و مواردی دیگر می‌شود. همه این‌ها از ابعاد جنگ نرم هستند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عارفی در ادامه سخنان خود به تشریح مفهوم جنگ نرم پرداخت و گفت:

جنگ نرم چیست؟ جنگ نرم، جنگ شناخت‌ها، ایده‌ها، مغزها و باورها است. ریشه این جنگ کجاست؟ گرچه این نوع جنگ از زمانی که انسان قدم به کره زمین گذاشت وجود داشته، اما به صورت کلاسیک و به عنوان یک رشته تحصیلی و تخصصی بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد.

 

پس از جنگ جهانی دوم، دانشمندان بررسی کردند و دریافتند که جنگ‌های نظامی یا همان جنگ سخت، هزینه‌های فراوان و سودهای زودگذر و اندک دارد. طبیعی است که کشوری که می‌خواهد به کشوری دیگر حمله کند، باید ابزارهای نظامی گسترده، تدارکات وسیع، تغذیه، بهداشت، درمان و بسیاری امکانات دیگر را فراهم کند. این‌ها هزینه‌بردار است. همچنین هزینه‌های معنوی مانند جان انسان‌ها را نیز شامل می‌شود.

 

در جنگ سخت، انسان‌های زیادی از دو طرف کشته می‌شوند و نتیجه مطلوبی هم ندارد؛ آنچه باقی می‌ماند، نفرت است. مثلاً مغول‌ها به ایران و بسیاری کشورها حمله کردند. مدتی ایران را اشغال کردند اما در نهایت مجبور به عقب‌نشینی شدند. فرهنگ غنی ایران آن‌ها را تغییر داد و حتی خان مغول را خدابنده کرد. در موارد دیگر نیز مهاجمان سرزمین های اشغالی را ترک کرده و رفته‌اند، مانند انگلیس که با تمام قدرتش سال‌ها بر شبه‌قاره هند حاکم بود اما در نهایت با ظهور شخصیتی مانند گاندی مجبور به خروج شد. چیزی که از این جنگ‌ها باقی می‌ماند، نفرت است.

 

اما جنگ نرم برای کاهش هزینه‌ها، دستیابی راحت‌تر به اهداف، ماندگاری بیشتر و کاهش اثرات منفی طراحی شد. جنگ نرم خصوصیات خاصی دارد. از جمله اینکه می‌توان از یک نقطه و با فاصله‌های هزاران کیلومتر، فرماندهی و تأثیرگذاری کرد، بدون نیاز به اعزام سرباز، پشتیبانی و صرف هزینه‌های مادی و معنوی .

 

در جنگ نرم، یک نفر در بخش آی‌تی می‌نشیند و از طریق جنگ سایبری، دنیا را مدیریت می‌کند. با استفاده از ابزارهایی مانند ماهواره، مانیتور تلویزیون، کامپیوتر، لپ‌تاپ و حتی گوشی‌های هوشمند،در اندسوی جهان تاثیر بگذارند. مرز فیزیکی  در جنگ نرم وجود ندارد. برخلاف جنگ سخت که نیاز به دژ، خاکریز و مهندسی مکانیکی دارد، در جنگ نرم این ابزارها ضروری نیستند.

 

جنگ نرم در قلب خانه‌ها حضور دارد. مثلاً کودکی که زیر لحاف با گوشی خود مشغول است، در حالی که به او گفته‌اید درس بخواند یا بخوابد، اما او زیر لحاف گوشی‌اش را باز کرده است و مشغول فعالیت‌های دیگری است.

 

مرز این جنگ، مغز من و شماست، مغز نسل جوان است، نه خاکریزهای سرزمین‌ها. جالب‌تر اینکه ابزارهای جنگ نرم را خود شما با هزینه شخصی تهیه می‌کنید؛ تلویزیون، دیش ماهواره، موبایل و غیره را شما می‌خرید و در اختیار دشمن قرار می‌دهید، نه اینکه دشمن برای آن هزینه کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین عارفی در ادامه سخنان خود به تشریح هزینه‌های جنگ نرم پرداخت و گفت:

هزینه بعدی جنگ نرم چیست؟ زمانی که شناخت‌ها تغییر داده شود، فرد باور می‌کند که آنچه به او القا شده، حق است. چون باور می‌کند که حق است، خود به سرباز پیاده دشمن تبدیل می‌شود. در این شرایط، دیگر نیازی نیست که دشمن سرباز بفرستد. اگر تلفاتی هم در خیابان رخ دهد، این تلفات از خود ماست. دشمن هزاران کیلومتر دور از ما نشسته است، اما فرزند من و شماست که به خیابان می‌رود، کتک می‌خورد یا کتک می‌زند، مجروح می‌شود یا مجروح می‌کند، کشته می‌شود یا شهید می‌شود.

 

نکته مهم این است که این تلفات دیگر در فرهنگ دینی ما معنا و جایگاه مثبتی ندارد. جوانی که در جبهه جنگ سخت شهید می‌شود، فوز عظیمی نصیبش می‌شود؛ افتخار، ماندگاری، بزرگی و ارزش‌های والایی برای او باقی می‌ماند. اما در جنگ نرم، اگر کسی کشته شود، نه‌تنها جهنمی می‌شود چون شناخت اشتباهی داشته و راه انحرافی رفته است، بلکه موجب خفت و شرمساری خانواده‌اش نیز می‌شود. این نوع تلفات، از سنگین‌ترین و ماندگارترین خسارات جنگ نرم است.

 

چرا این‌گونه است؟ زیرا فرد باور دارد که حق است، در حالی که شناخت او نسبت به واقعیت اشتباه بوده است. در اینجا، ارزش‌ها و ضد ارزشی‌ها جابه‌جا می‌شوند. فرد چیزی را که بی‌ارزش است، ارزشمند می‌داند و آنچه را که ارزشمند است، بی‌ارزش تصور می‌کند.

 

به همین دلیل، نه‌تنها نفرتی نسبت به مرکز قدرت و منبع جنگ در وجودش ایجاد نمی‌شود، بلکه شاید به آن افتخار هم بکند. ممکن است بگوید: "ای کاش روزی اتفاق بیفتد که من به آنجا بروم" یا "آن‌ها به اینجا بیایند." این، خاصیت جنگ نرم و جنگ شناختی است که به شکل عمیقی بر ذهن، باور و رفتار افراد تأثیر می‌گذارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عارفی در ادامه سخنان خود با اشاره به ریشه‌های جنگ نرم گفت:

ریشه‌های جنگ نرم، همان‌طور که عرض کردم، اگرچه به صورت کلاسیک پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، اما در طول تاریخ بشر وجود داشته است. به‌عنوان نمونه، در جریان جنگ جمل، یک جنگ شناختی و جنگ نرم رخ داد. جنگیدن با ولی خدا و ناموس پیامبر کار ساده‌ای نبود، اما این اتفاق افتاد. چرا؟ چون در جنگ شناختی، واقعیت معکوس شد و بسیاری از افراد خوب و باتقوا در این جنگ شناختی گرفتار شدند.

 

دشمن در جنگ شناختی از نمادهای مقبول جامعه استفاده می‌کند. در جنگ جمل، پرچم "لا اله الا الله، محمد رسول الله" هم بر کجاوه شتر عایشه آویخته شده بود و هم در دست عمار بن یاسر در لشکر امیرالمومنین بود. هر دو طرف از نمادی استفاده می‌کردند که برای جامعه مقبول بود.

 

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: در روزگار سختی قرار دارید؛ اهل علم و بصیرت متوجه این فتنه می‌شوند و اهل صبر می‌توانند حق را از باطل تشخیص دهند. این جنگ، جنگ با اهل قبله بود. دشمن از اشخاص معتبر و نمادهای شخصیتی جامعه بهره می‌برد؛ افرادی مانند طلحه، معروف به طلحه‌الخیر، و زبیر بن عوام، پسر عمه پیامبر و فرزند صفیه، عمه پیامبر. زبیر کسی بود که سال‌ها در راه اسلام شمشیر زده و غم و اندوه را از چهره پیامبر دور کرده بود. از همه مهم‌تر، فرماندهی این جنگ در دست ام‌المومنین، ناموس پیامبر، یعنی عایشه بود.

 

یکی از یاران امام علی علیه‌السلام در اوج درگیری جنگ جمل نزد ایشان آمد و گفت: "آقا، تکلیف ما چیست؟" حضرت پرسید: "تو نمی‌دانی تکلیفت چیست؟" گفت: "به خدا نمی‌دانم." او ادامه داد: "این‌سو علی مرتضی است، جانشین پیامبر و ولی‌الله‌الاعظم. آن‌سو، ناموس رسول خدا، ام‌المومنین عایشه است. این‌سو مالک اشتر است و آن‌سو زبیر بن عوام. این‌سو عمار بن یاسر است و آن‌سو طلحه‌الخیر. چه خاکی به سرم کنم؟"

 

حضرت فرمود: "مشکل تو این است که حق را با افراد می‌سنجی، نه افراد را با حق. میزان باید حق و باطل باشد، نه افراد. اگر حق و باطل میزان تو باشند، می‌توانی افراد را در کفه حق و باطل بگذاری و بفهمی چه کسی حق است و چه کسی باطل."

 

ان فردپرسید: "پس چه کنم؟" حضرت فرمود: "ببین حق کجاست و باطل کجاست. سپس اهل حق را از اهل باطل جدا کن."

 

آن فرد پس از کمی تأمل گفت: "آقا، هرچه نگاه می‌کنم، می‌بینم حق این‌سو است. پیامبر هم فرموده که هرجا عمار بن یاسر باشد، همان‌جا حق است." عمار در لشکر امام علی علیه‌السلام بود.

 

حضرت علی علیه‌السلام، میزان حق و قسیم النار و الجنة، او را هدایت کرد. انگاه به امام علی گفت: "آقا، اجازه می‌دهید به میدان بروم؟" و پس از این روشنگری، او با بصیرت در میدان حق قرار گرفت.

 

این نمونه‌ای از جنگ شناختی در تاریخ است که نشان می‌دهد چگونه دشمن با تغییر شناخت، از نمادها و شخصیت‌های معتبر استفاده می‌کند تا حق و باطل را در ذهن‌ها معکوس جلوه دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عارفی در ادامه سخنان خود در مراسم گرامیداشت ۹ دی، به اهمیت جهاد تبیین در جنگ نرم و جنگ شناختی پرداخت و گفت:

در جنگ نرم، جنگ شناختی بسیار دشوار است و اگر تبیین نباشد، شکست قطعی خواهد بود. اگر جهاد تبیین و بصیرت‌افزایی نباشد، شکست حتمی است. نمونه‌ای از این موضوع، شکست سپاه امام علی علیه‌السلام در جنگ صفین بود. در مقابل ایشان، دو شیطان بزرگ قرار داشتند: معاویه بن ابوسفیان و عمرو بن عاص، که با حیله‌گری، منشور دین قران کریم  را بالای نیزه بردند و دل‌های مردم پایین ریخت. جنگ با قرآن مگر ممکن است؟

 

 عمار بن یاسری هم نبود تا جهاد تبیین کند عمار شهید شده بود. مالک اشتر تا پشت خیمه معاویه رسید و تنها یک ضربه شمشیر فاصله داشت تا کار معاویه را تمام کند، اما تبیین‌گرانی چون عمار حضور نداشتند. خبر به مالک رسید که باید برگردد. مالک گریست و پیام علی علیه‌السلام به او رسید که اگر می‌خواهید علی زنده بماند، برگردید. دشمنان دور علی را گرفتند و شمشیرها را کشیدند. یاران امام، مانند اشعث بن قیس، به ایشان گفتند: "آیا می‌خواهی با قرآن بجنگی؟ اگر چنین کنی، تو را خواهیم کشت."

 

۱۲ هزار نفر یا حتی بیشتر از یاران امام علی علیه‌السلام به فرماندهی پدر همسر امام حسن مجتبی علیه‌السلام از ایشان جدا شدند. وبه   نهروان رفتند .همین افراد علی علیه‌السلام را رها کردند و شکست را بر امام تحمیل کردند. تن دادن به مذاکره‌ای که نتیجه آن از قبل مشخص بود ابو موسی اشعری فریب خورد، امیرالمومنین در این جنگ شکست خورد. نمونه دیگری از نبود جهاد تبیین و بصیرت‌افزایی است.

این مطلب این را به ما می فهماند در جنگ شناختی و جنگ نرم اگر رهبرت علی ع بهترین رهبر عالم باشد و اگر فرمانده سپاهت بزرگترین قهرمان وشجاع ترین فرمانده نظامی یعنی مالک اشتر باشد اما تبیین کننده ای چون عمار نباشد شکست خواهید خورد. اینجاست که جایگاه جهاد تبیین روشن می شود.

 

خواهران و برادران عزیز، در دنیای جنگ شناختی و فضای مجازی که ابزار قدرتمند این جنگ است، واقعیت گرایی اهمیت دارد. واقعیت، آن چیزی است که به‌طور واقعی وجود دارد، اما واقعیت‌گرایی به این بستگی دارد که شما چه چیزی را تصور می‌کنید که واقع است. در فضای مجازی، زمستان می‌تواند زمستان نباشد، تابستان می‌تواند تابستان نباشد، برف می‌تواند سفید نباشد و زغال می‌تواند سیاه نباشد. این موضوع به فرمانده جنگ نرم بستگی دارد که چه چیزی را تعریف و القا کند.

 

به‌عنوان مثال، آقای آتاتورک که نماد پان‌ترکیسم و ناسیونالیسم ترکی شد، انقلابی علیه حکومت عثمانی به پا کرد. عثمانی که موی دماغ امپراطوری بریتانیا، هلند و دیگر کشورها بود، توسط آتاتورک از هم پاشیده شد. اما نکته قابل‌توجه این است که آتاتورک اصلاً ترک نبود. پدر او یونانی و مادرش یهودی آلمانی بود. او هیچ نسبتی با ترک‌ها نداشت و این موضوع نشان می‌دهد که در جنگ نرم، واقعیت و حقیقت چگونه می‌تواند وارونه جلوه داده شود. امروز نیز آتاتورک، همچنان نماد ناسیونالیسم ترکی در ترکیه است.

 

 

حجت‌الاسلام عارفی، در ادامه به تشریح ابعاد مختلف جنگ شناختی و رسانه‌ای دشمنان علیه ملت ایران پرداخت و  گفت: نمونه‌ای از این جنگ رسانه‌ای را می‌توان در ماجرای رضاخان مشاهده کرد. رضاخان را نماد ناسیونالیسم ایرانی جلوه دادند و همچنان در فضای مجازی این تصویر ساختگی را به جوانان ما القا می‌کنند. رضاخان که متولد آلاشت سوادکوه مازندران و اصالتاً قفقازی بود، فامیلش را که پالانی بود عوض حردند وگفتند فامیلت باید پهلوی باشد. حتی معنای واژه "پهلوی" را نمی‌دانست می پرسید پهلوی یعنی چه؟!. با این حال، او را به‌عنوان نماد ناسیونالیسم ایرانی معرفی کردند، در حالی که ایران را فروخت؛ از آرارات وفرزندش تا بحرین. دعواهای امروزی بر سر سه جزیره نیز از نتایج سیاست‌های این خانواده است.

 

وی همچنین به نقش رسانه در تحریف واقعیت‌ها اشاره کرد و افزود: برای مثال، آقای جولانی که واقعیتش یهودی است و در دانشگاه معارف اسلامی انگلستان تحصیل کرده، ابتدا در داعش فعالیت داشت و سپس به جبهه النصره پیوست. او با تغییر ظاهر و رفتار، اکنون به نماد دیگری تبدیل شده است. رسانه‌ها و جنگ شناختی به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که حتی یاد مردم می‌رود چه جنایاتی رخ داده است.

 

حجت‌الاسلام عارفی در ادامه سخنان خود به اهمیت جایگاه آموزش و پرورش در جنگ نرم اشاره کرد و گفت: جامعه هدف دشمن در جنگ شناختی و جنگ نرم، ابتدا آموزش و پرورش و نسل نوجوان ماست. سپس نوبت جوانان در دانشگاه‌ها می‌رسد. از این رو، شما فرهنگیان در جایگاه بسیار مهمی قرار دارید و باید به این تهدیدات آگاه باشید.

 

وی در ادامه به تشریح وضعیت کنونی جهان پرداخت و گفت: امروز سه قطب در جهان در حال مرگ و زندگی‌اند:

۱. قطب آمریکا و غرب به رهبری ایالات متحده که اسرائیل دستاورد اصلی آن‌هاست و شکست اسرائیل برابر با شکست آمریکا خواهد بود.

۲. قطب شرق به رهبری چین، روسیه و هند.

۳. قطب مقاومت اسلامی به رهبری ایران.

 

این سه قطب با وجود استفاده متقابل از یکدیگر برای پیشبرد اهدافشان، هرگز در ایدئولوژی قابل جمع نیستند. تصور اینکه ایران و روسیه هم‌پیمان کامل هستند، اشتباه است. ما از روسیه برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنیم، همان‌طور که آن‌ها از ما در اهداف مشترک بهره می‌برند.

 

وی به توطئه‌های دشمنان اشاره کرد و اظهار داشت: دشمن با سرمایه‌گذاری گسترده، طرح‌هایی همچون خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه جدید را با مرکزیت اسرائیل مطرح کرده است. این طرح‌ها نه‌تنها تمام منطقه، بلکه ایران را نیز شامل می‌شوند و هدف آن‌ها تقسیم کشورها و تسلط بر آن‌هاست.

 

وی در ادامه به تحلیل سیاست‌های آمریکا علیه ایران و منطقه پرداخت و خاطره‌ای از وبری کلارک، چهارستاره ارتش آمریکا، نقل کرد.

 

حجت الاسلام عارفی اظهار داشت: آقای وبری کلارک در دو مصاحبه خود، یکی در سال ۲۰۰۵ و دیگری در سال ۲۰۰۶، به طرح‌های پنتاگون اشاره کرده است. او در مصاحبه اول خود می‌گوید که بعد از حملات ۱۱ سپتامبر و فروپاشی برج‌های دوقلو، به پنتاگون رفت و با یکی از دوستان خود که از مقامات ارشد پنتاگون بود، صحبت کرد. کلارک از او پرسید: "چه خبر؟" و دوستش پاسخ داد: "قرار است به عراق حمله کنیم." کلارک با تعجب پرسید: "عراق؟ اما شما گفته‌اید طالبان و بن‌لادن در این حملات نقش داشته‌اند؛ پس چرا به افغانستان حمله نمی‌کنید؟" پاسخ دوستش این بود: "من نمی‌دانم."

 

وی افزود: کلارک می‌گوید: "مدتی بعد آمریکا به افغانستان حمله کرد و من دوباره به پنتاگون رفتم و همان دوست را دیدم. از او پرسیدم: 'چه شد؟'ایاذحمله به عراق کنسل شد؟ او مرا به اتاقش برد، نامه‌ای نشانم داد و گفت: 'این دستور از رئیس پنتاگون است. قرار است به هفت کشور حمله کنیم.' وقتی پرسیدم این کشورها کدام‌اند، گفت: '۱. لبنان، ۲. سوریه، ۳. عراق، ۴. لیبی، ۵. مصر، ۶. اردن، ۷. ایران.' وقتی پرسیدم این حملات در چه مدت انجام می‌شود، گفت: 'طی پنج سال یا حتی کمتر.' اما وقتی علت این طرح را جویا شدم، گفت: 'بیش از این نپرس. فقط به تو اعتماد کردم و این را گفتم.'"

 

 

حجت‌الاسلام عارفی ادامه داد: در مصاحبه دوم، کلارک توضیح می‌دهد که چرا این طرح‌ها به نتیجه نرسیدند. او می‌گوید: "ما در عراق گیر افتادیم و ایران اجازه نداد این نقشه اجرا شود. ایران با هوشمندی رهبرش و بدون هزینه مستقیم، گروه‌های مقاومت منطقه‌ای را ایجاد کرد و تمامی برنامه‌های ما را خنثی ساخت." کلارک همچنین اشاره می‌کند که آمریکا برای این طرح‌ها ۷ تریلیون دلار هزینه کرد. این مبلغ بیشتر از هزینه خرابی‌های جنگ جهانی دوم است که ۴ تریلیون دلار تخمین زده شده بود. این در حالی است که کل درآمد نفتی ایران از زمان کشف نفت تاکنون حدود ۱۵۰ میلیارد دلار بوده است.

 

وی خاطرنشان کرد: این خاطرات نشان می‌دهد که دشمنان ایران چه نقشه‌های گسترده‌ای داشته‌اند و چگونه با تدابیر هوشمندانه رهبر انقلاب اسلامی و هدایت‌های ایشان، ملت ایران توانسته است تمامی این نقشه‌ها را به شکست بکشاند. نقش رهبری در این میان کلیدی بوده و ضرورت این هدایت هوشمندانه را در آینده بیشتر خواهیم فهمید.

 

حجت‌الاسلام عارفی،  در پایان سخنرانی خود در مراسم گرامیداشت 9 دی به اهمیت نقش رهبری در پیروزی‌های بزرگ ایران و گروه‌های مقاومت در منطقه اشاره کرد و گفت: دشمنان ایران می‌گویند هرجا که بخواهیم دست بگذاریم، گروه‌های مقاومتی در مقابل ما خواهند ایستاد و نمی‌توانیم به اهداف خود برسیم. فلسطین، به ویژه در غزه، همچنان مقاوم است و این نقشه‌ها را به شکست می‌کشاند. دشمنان نمی‌توانند تصور کنند که چگونه ایران با هدایت‌های هوشمندانه رهبر انقلاب اسلامی، گروه‌های مقاومتی را در منطقه ایجاد کرده و این گروه‌ها همچنان در مقابل سلطه‌گری‌های آنان ایستاده‌اند. این نابغه‌ای که خداوند متعال به ما داده است، باید قدرش را بدانیم و این ارزش‌ها و آموزه‌ها را به نسل جوان منتقل کنیم.

 

حجت‌الاسلام عارفی در ادامه به برخی انتقادات و ابهامات در مورد نقش ایران در سوریه و سایر نقاط منطقه پاسخ داد: بعضی‌ها می‌گویند ایران در سوریه چه می‌کند. باید گفت که سوریه یک حکومت لائیک و بعثی بود که ایدئولوژی‌اش با ما تطابق نداشت، اما به خاطر هم‌ راهی با ایران  ان هم به دلیل تعلقات مذهبی علویون و نزدیکی ان ها با ما، در کنار ایران قرار گرفت. ایران نیز به حمایت از این از این کشور در مقابل تهدیدات خارجی و داخلی پرداخت. این حمایتها به خاطر مقاومت اسلامی و قدرت ایران در منطقه بود . گاهی دشمن با دست خود راه های بهتری را برای مقاومت باز می کند و مکرو ومکرالله والله خیرالماکرین . انشاءالله با نبود حاکمین لایک سابق وعدم توانایی گروه های تروریستی در سوریه ،گروه های مقاومت جوان و مکتبی واصیل در سوریه شکل خواهد گرفت . این گروه‌ها در نهایت خواهند توانست اسرائیل را شکست دهند و به‌طور خاص، جولانی‌ها و تلاش‌های‌شان برای ایجاد تغییر در منطقه به شکست خواهند انجامید.انشاءالله.

 

وی در ادامه افزود: دشمن برایش فرقی نمی‌کند که طرف مقابل ناسیونالیست باشد یا دینی. در یک جا با حکومت دینی مخالفت می‌کند چون منافعش ایجاب می‌کند، در جاهای دیگر به‌دنبال تبلیغ حکومت‌های دینی مانند جولانی‌ها و طالبان است. هدف دشمنان از این اقدامات، ایجاد تفرقه میان مسلمانان و ضربه زدن به وحدت آن‌ها است. این‌ها نه ناسیونالیست هستند، نه مسلمان، نه مسیحی و حتی یهودی؛ آن‌ها فقط به دنبال قدرت هستند. دشمنان این قدرت را درک کرده‌اند و باید مراقب این توطئه‌ها باشیم. باید این آموزه‌ها را به نسل جوان منتقل کنیم و نقش آموزش و پرورش در این زمینه بسیار حساس است.

 

حجت‌الاسلام عارفی در نهایت به آینده منطقه و تحولات آن اشاره کرد و گفت: با تمام این تحولات، مطمئن باشید که پیروزی در این جبهه‌ها با شماست. عراق، فلسطین، یمن و سایر نقاط، میدان‌های اصلی تحولات آینده خواهند بود. فرماندهی این جریان حق، با ایران است و در مقابل آن، ایالات متحده و سایر قدرت‌های ناحق قرار دارند. از خدا می‌خواهیم نصرت خودش را به تمام ملت‌های مظلوم جهان، به‌ویژه مسلمین، عنایت کند و وجود نازنین ولی‌امر مسلمین جهان را حفظ و حمایت کند تا پیروز و منصور باشد.

 

 

 

DSC00364
IMG_5845
DSC00371
IMG_5843
IMG_5870
نظر شما :
captcha