رسانه، سنگر عاشورا در عصر ماست
به گزارش روابط عمومی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، حجتالاسلام والمسلمین دکتر عارفی، مسئول دفتر نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، با اشاره به حدیثی از پیامبر اسلام، گفت: «حسین دری از درهای بهشت است، و هر کس با او دشمنی کند، از بوی بهشت محروم میشود.»
او در ادامه، به نقش رسانه در بقای نهضت حسینی اشاره کرد و برای ورود به بحث، داستانی از پیامبر و دو سبط بزرگوارشان نقل کرد. در این روایت، پیامبر در میان سخنرانی، با دیدن برخورد یکی از صحابه با امام حسین خردسال، از منبر پایین آمد، حسن و حسین را در آغوش گرفت، و پس از بوسیدنشان، گریست. پیامبر علت گریهاش را آینده تلخ آن دو بزرگوار دانست: یکی مسموم و دیگری ذبح خواهد شد.
مردم با تعجب پرسیدند که چرا با وجود این همه تأکید پیامبر، چنین فجایعی ممکن است رخ دهد؟ پیامبر فرمودند: همان مردم خواهند بود، ولی در زمان نیاز حسین، پاسخ او را نخواهند داد.
دکتر عارفی با اشاره به این ماجرا، بر جایگاه امام حسین به عنوان «باب بهشت» و لزوم شناخت مکتب او تأکید کرد و گفت: شگفتآور است که نه دشمنان خارجی، بلکه خود مسلمانان، عامل شهادت فرزند پیامبر شدند.
دکتر عارفی با طرح این پرسش که چگونه مردمی که زمانی برای تبرک قنداقه حسن و حسین را به دست میگرفتند، بعدها به ندای امام حسین پاسخ ندادند، پاسخ داد: عامل اصلی، رسانه و جنگ نرم بود؛ طرحی که از اتاق فکر سقیفه آغاز شد و توسط بنیامیه بهطور گسترده اجرا شد.
وی گفت: تبلیغات مداوم و منفی، منزلت اهلبیت را در چشم مردم کوچک کرد. هرچند این تبلیغات در مدینه و عراق چندان موفق نبود، اما در شام بهحدی اثر گذاشت که مردم درباره امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میپرسیدند: «آیا او نماز هم میخواند؟»
دکتر عارفی به حوادث پس از عاشورا نیز اشاره کرد و گفت: کاروان اسرا در شام، با سنگپراکنی و اتهام خروج از دین مواجه شدند. این نشان میدهد که نه فقط یزید یا شمر، بلکه بخش بزرگی از جامعه، دچار تحریف ذهنی و وارونگی ارزشی شده بود.
وی افزود: دشمن با تسخیر ذهنها توانست واقعیتها را وارونه جلوه دهد؛ چنانکه عمر سعد لشکر یزید را "سپاه خدا" و امام حسین را "دشمن خدا" معرفی کرد. به گفته دکتر عارفی، این همان جنگ نرم واقعی است: تسلط بر فکر مردم، پیش از تسلط بر جسم آنان.
دکتر عارفی در ادامه سخنان خود، ماهیت جنگ نرم را تشریح کرد و گفت: جنگ نرم، جنگ مغزها و باورهاست؛ در این نوع جنگ، شناخت، احساس، خواست و حتی سلیقه مردم هدف قرار میگیرد و دگرگون میشود.
وی رسانه را ابزار اصلی جنگ نرم دانست و افزود: رسانه میتواند ذهن و بینش انسان را بهطور عمیق تغییر دهد.
او با اشاره به سابقه تاریخی این نوع نبردها گفت: هرچند جنگ نرم پدیدهای دیرینه است، اما در دوران معاصر بهصورت علمی و تخصصی در علوم سیاسی و امنیتی جای گرفته است. وقایعی مانند قرآن بر نیزه کردن در جنگ صفین یا آغاز نهضت عاشورا، نمونههایی تاریخی از جنگ نرم در جهان اسلاماند.
دکتر عارفی با مقایسه جنگ نرم با جنگ سخت، توضیح داد: تا پیش از قرن بیستم، جنگ سخت ابزار اصلی سلطه بود، اما این نوع سلطه با هزینههای سنگین و نفرت عمومی همراه بود و دیر یا زود به سقوط میانجامید. او به نمونههایی مانند مبارزه هند با استعمار انگلیس یا استقلال لیبی و الجزایر اشاره کرد.
وی نتیجه گرفت: به دلیل ناپایداری جنگهای سخت، جهان مدرن امروز بهجای اسلحه، به سراغ جنگ شناختی رفته است؛ جنگی که بدون لشکرکشی، با نفوذ در افکار عمومی، اهداف خود را محقق میسازد.
دکتر عارفی با اشاره به تاریخچه جنگ نرم، گفت: پس از جنگ جهانی دوم، دانشمندان شوروی سابق نخستین طراحان رسمی جنگ نرم بودند. آنها به دنبال راهی بودند که با هزینه کمتر، اثربخشی بیشتر و ماندگاری طولانیتر به اهداف سیاسی برسند.
وی افزود: جنگ نرم، نبردی بر سر ذهن، باور و روان انسانهاست؛ مرز جغرافیایی ندارد و دشمن، پنهان و در خانهها حضور دارد: در موبایلها، ماهوارهها، تلویزیونها و صفحات نمایش. برخلاف جنگ سخت که جبهه و دشمن مشخص دارد، جنگ نرم بیصدا و بیچهره است.
دکتر عارفی تأکید کرد: رسانه، ابزار اصلی این نوع جنگ است. دشمن بهجای لشکرکشی، تنها با چند برنامهساز و اتاق فکر، تولید محتوا میکند و از طریق فضای مجازی و رسانهها، مستقیم وارد ذهن مخاطب میشود.
او خطر این نوع جنگ را در اثرگذاری بر باورها دانست و گفت: وقتی ذهن و عقیده دگرگون شود، فرد دیگر با دشمن بیرونی نمیجنگد، بلکه با خانوادهاش، با پدر و مادرش و حتی با گذشته خودش درگیر میشود.
دکتر عارفی هشدار داد: در این جنگ، دشمن در خاک ما نیست، در ذهن فرزندان ماست. این جنگ، ما را به مواجهه با خودمان و نزدیکترین کسانمان وادار میکند.
دکتر عارفی برای توضیح دشواری مقابله با جنگ نرم، از مثالی پزشکی استفاده کرد و گفت: همانطور که بدن در برابر عوامل خارجی مانند ویروس و باکتری واکنش دفاعی نشان میدهد، اگر دشمن در جنگ نرم نیز آشکار باشد، جامعه از خود دفاع میکند. اما جنگ نرم شبیه رشد سلول سرطانی در بدن است؛ چون از درون و بهظاهر خودی است، سیستم ایمنی (یعنی فکر و فرهنگ جامعه) آن را تشخیص نمیدهد و در برابرش مقاومت نمیکند.
او افزود: در جنگ نرم، اندیشه بیگانه در ذهن افراد نفوذ میکند، اما چون فرد آن را "تفکر شخصی" خود میداند، نهتنها در برابرش مقاومت نمیکند، بلکه از آن دفاع هم میکند. این باعث میشود مقابله با جنگ نرم بسیار دشوارتر از جنگ سخت باشد.
دکتر عارفی با لحنی هشدارآمیز گفت: در این جنگ، خود قربانی هزینهها را پرداخت میکند؛ از خرید موبایل و تلویزیون گرفته تا دریافت محتوایی که آرامآرام باورها را تغییر میدهد. نتیجه این جنگ، درگیری درونی میان نسلها و حتی با خود فرد است، بیآنکه دشمن حتی هزینهای کرده باشد.
دکتر عارفی در این سخنرانی، با استناد به احادیث و روایات، نقش رسانه و جنگ نرم را در انحراف جامعه از مسیر اهلبیت علیهمالسلام تحلیل کرد. او با اشاره به تبلیغات بنیامیه علیه امام حسین علیهالسلام، توضیح داد که چگونه با مهندسی افکار عمومی، چهره حقیقت وارونه شد.
وی سپس با بررسی تاریخی، ماهیت، ابزارها و خطرات جنگ نرم را تشریح کرد و نشان داد که در دنیای امروز، تسخیر ذهنها جایگزین تصرف سرزمینها شده است. رسانهها، با نفوذ بیصدا در ذهن و خانههای مردم، باورهای اصیل را تضعیف میکنند.
در پایان، دکتر عارفی تأکید کرد که مبارزه با جنگ نرم نیازمند آگاهی، بصیرت و مراقبت دائمی است، چرا که دشمن در این نبرد، درون خود ماست؛ نه در میدان جنگ، بلکه در افکار و باورهایمان.
دکتر عارفی رسانه را مهمترین ابزار در جنگ نرم دانست و این نوع جنگ را سختترین و خطرناکترین نبرد بشر توصیف کرد. به گفته وی، جنگ نرم بر محور شناخت و ذهن انسان شکل میگیرد و رسانهها میتوانند:پیش از جنگ، ذهن جامعه را آماده پذیرش تهاجم کنند؛در حین جنگ، نبرد را جهتدهی کنند؛و پس از جنگ، نتایج را به نفع دشمن مصادره کنند.
او برای نمونه به بحران سوریه اشاره کرد و گفت: رسانههای معاند، چنان چهره دولت سوریه را مخدوش کردند و تروریستهای گروه جولانی را تطهیر نمودند که مردم از ورود آنها استقبال کردند. در حالی که همین گروه بعدها هزاران نفر را قتلعام کرد.
دکتر عارفی این رخداد را با واقعه عاشورا مقایسه کرد و گفت: تبلیغات بنیامیه نیز باعث شد مردم کوفه نهتنها به یاری امام حسین علیهالسلام نروند، بلکه در قتل او پیشقدم شوند. این نشانه قدرت رسانه در وارونهسازی حقیقت است.
وی تأکید کرد: جنگ نرم گاهی زمینهساز جنگ سخت است، گاهی در بطن آن فعال است، و گاهی پس از پایان جنگ، با تحریف واقعیت، حتی پیروزی را به شکست جلوه میدهد.
دکتر عارفی با اشاره به ناکامی دشمنان در اجرای جنگ نرم علیه ملت ایران، تصریح کرد که علت این ناکامی، وجود قدرت های نرم ملی و دینی است. به گفته او، اسطورههای تاریخی، شخصیتهای بزرگ و روحیه مقاومت در ملت ایران، مانع از فریب افکار عمومی توسط دشمنان شدهاند.
وی برای نمونه به شکست دو قدرت بزرگ نظامی در منطقه اشاره کرد و گفت: رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت، بهشدت آسیب دید؛ بهگونهای که شهردار تلآویو خرابههای شهر را با غزه اشتباه گرفت. اگر جنگ فقط یک هفته دیگر ادامه پیدا میکرد، اسرائیل فرو میپاشید.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر عارفی سپس نقش رسانهها در وارونهنمایی واقعیت را برجسته کرد. او گفت: در حالی که مقامات صهیونیستی برای آتشبس دست به دامن کشورهای ثالث شدهاند، رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر رژیم صهیونیستی خود را پیروز میدان معرفی میکنند. این، جلوهای روشن از جنگ نرم رسانهای است.
وی ضمن تمجید از هوشیاری مردم ایران، تأکید کرد که اگرچه ملت ما تاکنون در برابر جنگ نرم ایستادهاند، اما هوشیاری دائمی ضرورت دارد. وی گفت: پرداختن به جنگ نرم، بهدلیل پیچیدگی و خطر آن، نیازمند جلسات تخصصی و عمیق است.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر عارفی در جمع عزاداران دهه دوم محرم، با اشاره به وقایع پس از عاشورا، بر نقش بیبدیل حضرت زین العابدین امام سجاد (ع) وحضرت زینب (س) در تداوم نهضت حسینی تأکید کرد. او گفت: بنیامیه تصور میکردند با شهادت امام حسین علیهالسلام، اسلام را پایان دادهاند، غافل از آنکه این واقعه، آغازی بر پایان آنها و زلزلهای بر ارکان استکبار تاریخ بود.
وی با برجستهسازی جایگاه امام سجاد علیهالسلام و حضرت زینب سلاماللهعلیها افزود: این دو بزرگوار، فرماندهان رسانهای و اساتید جنگ نرم پس از عاشورا بودند. امام سجاد (ع) با هدایت پشتپرده و فعالیتهای پنهانی در عمق جبهه دشمن، رشته امامت را حفظ کرد. در مقابل، حضرت زینب (س) با صلابت بینظیر، جنگ رسانهای و تبلیغاتی را در میدان آشکار مدیریت کرد.
دکتر عارفی با اشاره به نقش فعال حضرت زینب سلاماللهعلیها در کوفه اظهار داشت: این بانوی صبور، با وجود مصیبتهای فراوان، در نخستین فرصت، فضای جشن سیاسی کوفه را به ماتم تبدیل کرد و با یک سخنرانی کوبنده، افکار عمومی را بر ضد ابنزیاد شوراند؛ تا جایی که وی از بیم قیام مردم، مجبور شد کاروان اسرا را به سمت شام بفرستد.
حجتالاسلام والمسلمین دکتر عارفی کاروان اهلبیت را نه کاروان اسرا، بلکه کاروان سفیران هدایت خواند و تأکید کرد که قیام عاشورا نه با شهادت امام حسین (ع) پایان یافت، بلکه در مسیر اسارت، با تدبیر اهلبیت، به جریان بیداری بدل شد.
وی در ادامه سخنان خود، به صحنه ورود کاروان اسیران اهلبیت علیهمالسلام به شام و نقش تاریخی آن در افشای چهره یزید اشاره کرد. او گفت: حضرت زینب سلاماللهعلیها با خطابهای شجاعانه و کوبنده، فضای جشن کاخ یزید را به مجلس ماتم و اعتراض بدل ساخت؛ تا جایی که یزید ناچار به توجیه و فرافکنی شد. اما بانوی مقاومت با جملهی تاریخی خود «ما رأیتُ إلّا جمیلاً» نهتنها شکست یزید را رقم زد، بلکه قلهای از ایمان و عزت را به نمایش گذاشت.
وی افزود: این فضا زمینه را برای ظهور علنی امام سجاد علیهالسلام فراهم کرد. با فشار افکار عمومی، یزید ناچار شد اجازه دهد امام در جمع سخن بگوید. امام سجاد (ع) با شهادتین آغاز کرد تا اتهامات دستگاه اموی را بیاساس نشان دهد و سپس با معرفی خود، مردم را به حیرت انداخت.
دکتر عارفی به بخشی از معرفی نورانی امام اشاره کرد:
«أنا ابن مکّة و منى… أنا ابن محمد المصطفى، أنا ابن فاطمة الزهراء الصدیقة الکبرى…»
مردم فهمیدند که این جوان، فرزند حقیقی پیامبر اکرم (ص) است، نه آنگونه که تبلیغات اموی سعی در القای آن داشتند.
وی تأکید کرد که وقتی امام سجاد فریاد زد:«أنا ابن المقتول ظمآنًا بکربلاء»، موجی از گریه و ضجّه در کاخ برخاست و یزید دیگر نتوانست مجلس را کنترل کند. دکتر عارفی این صحنه را نمونهای از قدرت بیبدیل رسانه حق دانست؛ رسانهای که حتی در دل کاخ ظلم، میتواند معادلات را دگرگون سازد و کفه ترازو را به سود جبهه مظلوم برگرداند.
در پایان سخنرانی، حجتالاسلام والمسلمین دکتر عارفی به قدرت رسانهای اهلبیت علیهمالسلام در دربار یزید اشاره کرد و گفت:
«دیدید که یک خطبه چه میکند. امروز هم تریبون و منبر به شکل ماهواره و فضای مجازی ادامه دارد. وقتی افکار عمومی در شام بیدار شد، یزید که به ظاهر پیروز میدان بود ـ عقب نشست و تسلیم اراده امام سجاد علیهالسلام شد.»
سپس به سه خواسته تاریخی امام سجاد در دل کاخ اموی پرداخت:
1. برپایی عزای حسینی در کاخ یزید
امام خواست سه روز در همان کاخ عزاداری شود. در نهایت، با فشار افکار عمومی، یزید پذیرفت و کاخ ظلم تبدیل به نخستین حسینیه شام شد. حضرت زینب و امام سجاد با بازگویی وقایع کربلا، رسانهای قدرتمند علیه بنیامیه بنا کردند.
2. بازگشت کاروان به مدینه
یزید از ترس بیداری عمومی در شام، با این درخواست فوراً موافقت کرد.
3. تحویل سر مطهر امام حسین علیهالسلام
اگرچه یزید ابتدا مخالفت کرد، اما در برابر یادآوری تعهد و فشار جمعیت تسلیم شد. سری که قرار بود ابزار تبلیغاتی امویان باشد، به رسانهای علیه خودشان تبدیل شد.
دکتر عارفی تأکید کرد: این اقدامات، کاخ یزید را متزلزل کرد و موجی از قیامها از دل آن برخاست: قیام توّابین، قیام مختار، قیام زید بن علی و… که نهایتاً منجر به فروپاشی بنیامیه شد.
وی در پایان گفت:«رسانه، اگر در دست جبهه حق باشد، اسارت را به آزادی و کاخ ظلم را به حسینیه تبدیل میکند. این همان پیام عاشوراست برای دنیای امروز؛ در عصر جنگ نرم و رسانه، باید هوشیار باشیم تا دشمن نتواند با وارونهسازی، پیروزی را به شکست جلوه دهد.»