به همت هیت کارمندی سردار دل ها و بسیج دانشگاه برگزار شد
به گزارش روابط عمومی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، حجتالاسلام دکتر علی عارفی، سخنان خود را با موضوع «ردپای یهود در انحراف ادیان» آغاز کرد و گفت: پیش از نفوذ سامریان، اختلافات دینی به این شدت وجود نداشت و بیشتر تقابلها میان «کفر و دین» بود. اما از زمانی که سامریان در یهودیت نفوذ کردند، تضادهای دروندینی آغاز شد.
وی افزود: همانگونه که سامریان در گذشته در برابر کلیمیان قرار گرفتند، امروز صهیونیستها مقابل کلیمیان ایستادهاند. به گفته وی، یهودیان دینی در آمریکا و اروپا موجودیت اسرائیل را نمیپذیرند و آن را عامل فساد میدانند؛ به همین دلیل در راهپیماییها علیه صهیونیسم و در دفاع از فلسطین حضور دارند.
عارفی ادامه داد: نفوذ سامریان در مسیحیت نیز موجب شکاف دینی شد و اختلاف میان کاتولیکها، پروتستانها و ارتدوکسها را رقم زد. او یادآور شد که اگرچه امروز این اختلافات کمتر دیده میشود، اما در گذشته جنگهای مذهبی در اروپا هزاران کشته برجا گذاشت.
وی سپس با اشاره به دو جریان تاریخی «کلیمیان» و «سامریان» گفت: کلیمیان به مدینه آمدند تا پیامبر (ص) آخرالزمان را که در کتابهای آسمانی وعده داده شده بود، ببینند و یاری کنند.
او همچنین به نقش سعد بن معاذ، که از علمای کلیمیان و بزرگ مدینه بود، اشاره کرد. سعد در بیعت عقبه با پیامبر (ص) اسلام(ص) همراه شد، آن حضرت را به مدینه دعوت کرد و بعدها در راه اسلام به شهادت رسید. عارفی گفت: سعد بن معاذ از شخصیتهای اثرگذار در تقویت و گسترش اسلام بود.
دکتر عارفی در ادامه سخنانش گفت: در برابر کلیمیان، گروهی دیگر یعنی سامریان – که امروز صهیونیست نامیده میشوند – نیز به مدینه آمدند. هدف آنها این بود که اگر پیامبر (ص) اسلام از بنیاسرائیل نباشد، او را به قتل برسانند؛ زیرا طبق باورشان پیامبر (ص)ی خارج از بنیاسرائیل پذیرفتنی نبود.
او توضیح داد: صهیونیستها بر اساس فلسفهای نژادپرستانه معتقد بودند غیر بنیاسرائیل انسان واقعی نیست، بلکه حیوانی است که برای خدمت به بنیاسرائیل آفریده شده. در این نگاه، اگر اطاعت کند باید خوراک داده شود و اگر سرپیچی کند باید کشته شود.
عارفی با اشاره به باورهای تحریفشده آنان افزود: صهیونیستها میگویند نژاد برگزیده خدا از ابراهیم و اسحاق تا یعقوب (اسرائیل) ادامه یافته و زمین و هر آنچه در آن است، برای بنیاسرائیل خلق شده است. آنان حتی در مورد گیاهان، حیوانات و انسانهای دیگر، دیدگاهی تبعیضآمیز قائل هستند.
او ادامه داد: در شرح تحریفشده تورات، انسانهای غیر بنیاسرائیل «حیوانات دوپا» معرفی میشوند که باید برای بنیاسرائیل کار کنند. اگر اطاعت کنند به آنان غذا داده میشود، و اگر نافرمانی کنند باید کشته شوند؛ با این تفاوت که گوشتشان خوردنی نیست. عارفی تأکید کرد این نگرش تبعیضآمیز، مشکلات بزرگی برای بشریت به همراه داشته است.
وی خاطرنشان کرد: صهیونیستها از آغاز بعثت، برای مقابله با پیامبر (ص) اسلام نقشه داشتند. حتی پیش از آشکار شدن رسالت، به فکر ترور او بودند؛ از یکسو با تحریک اختلافات قومی و معرفی پیامبر (ص) بهعنوان فردی غیرعرب، در پی ایجاد تفرقه بین قوم عرب و مستعربه بودند و از سوی دیگر، گروههای ترور تشکیل داده بودند.
عارفی نخستین اقدام برای ترور پیامبر (ص) را حادثه «عقبه طائفه» دانست؛ جایی که هنگام بازگشت از جنگ تبوک، چند نفر تلاش کردند شتر پیامبر (ص) را رم دهند تا ایشان به دره سقوط کند، اما ناکام ماندند.
او در پایان افزود: دشمنان اسلام با جنگهای متعدد فشار زیادی وارد کردند. در چهارده سال پس از بعثت، میان ۶۵ تا ۶۸ جنگ علیه پیامبر (ص) به وقوع پیوست، در حالیکه حتی یک جنگ هم از سوی پیامبر (ص) آغاز نشده بود. این آمار نشان میدهد هر سال چندین نبرد به او تحمیل میشد.
عارفی افزود: پس از ناکامی دشمنان در میدان نبرد، آنان تصمیم گرفتند پیامبر (ص) را مسموم کنند. پیامبر (ص) دوبار مسموم شد اما بهبود یافت؛ بار سوم توطئه موفق شد و به شهادت ایشان انجامید.
وی درباره اوضاع سیاسی پس از رحلت پیامبر (ص) گفت: پیش از شهادت، دشمنان تقریباً مدینه را تحت کنترل خود داشتند. ابوسفیان اعتراف میکرد که در خیابان ها و کوچههای مدینه افراد آموزشدیده و سازماندهیشده دیده میشدند. آنان با وعده مالی، تهدید و تزویر تلاش میکردند بر بزرگان و جامعه مدینه نفوذ کنند.
عارفی ادامه داد: پس از رحلت پیامبر (ص)، دشمنان برای فریب مردم مذهبی ادعا کردند فردی با تجربه و سن بالا باید جانشین شود، نه جوانی که پیامبر (ص) در غدیر خم معرفی کرده بود. این توجیه زمینههای انحراف در امت را فراهم کرد.
وی با اشاره به ماجرای سقیفه گفت: یهود برای حفظ ظاهر اسلام، اتاق فکری تشکیل دادند که به شکل سقیفه درآمد. در حالی که پیامبر (ص) هنوز بیمار بود، عدهای در سقیفه گرد هم آمدند تا سرنوشت امت را تغییر دهند.
عارفی توضیح داد: ابوعبیده – که پیشتر یهودی بود و شغلش کندن زمین و گورکنی بود – در این ماجرا نقش کلیدی داشت. ابنعباس نقل میکند که هفت تا ده نفر در سقیفه جمع شدند، و جانشین برای پیامبر (ص) تعیین کردند؛در حالی که پیامبر (ص) هنوز زنده بود.
مسئول دفتر نهاد رهبری تصریح کرد: در همان سقیفه، نخستین انحراف در امت اسلامی شکل گرفت و از آن زمان اختلافات فرقهای و مذهبی در اسلام ادامه دارد.
او افزود: شیخ حسن حسون، عالم بزرگ اهل سنت، بیان کرده که بیعت سقیفه اجباری و بر اساس قهر بوده و نمیتوان آن را بیعت واقعی دانست.
عارفی بیان کرد: با وجود بیش از یک میلیارد و هشتصد میلیون مسلمان، یک گروه کوچک صهیونیستی توانسته بخشهایی از سرزمینهای اسلامی را غصب کرده و مردم را به خاک و خون بکشد. بسیاری از کشورهای اسلامی حتی کمکرسانی به فلسطینیان را نیز سد میکنند. گذرگاه رفح تحت کنترل مصر است و اجازه ورود دارو و غذا داده نمیشود. اردن نیز مرز خاکی دارد اما مانع کمکرسانی است. ارتشهای قدرتمندی مثل مصر، عربستان و ترکیه هم کنار فلسطینیان نمیایستند.
وی افزود: دشمنان در میان حاکمان برخی کشورهای اسلامی نفوذ کردهاند. به گفته او، در گذشته خطیبی در مسجدالحرام اعلام کرده که دشمن اصلی ایران است، نه اسرائیل، که نشاندهنده تغییر بینش و نفوذ دشمن در امت اسلامی است.
عارفی ادامه داد: به جای وحدت در برابر دشمن مشترک، مسلمانان گرفتار درگیریهای داخلی شدهاند؛ مانند نزاع داعش و طالبان یا اختلافات در عراق و لبنان. در لبنان، حتی با وجود نخستوزیر مسلمان، طرحهای آمریکایی اجرا میشود و حزبالله تحت تهدید است. این وضعیت نتیجه نفوذ دشمن و انحراف در امت اسلامی است.
وی سپس به نحوه شهادت پیامبر (ص) اشاره کرد: پس از سومین بار مسمومیت، پیامبر (ص) در بستر بیماری قرار گرفتند. در حجره الوفود ملاقاتها در محل عمومی انجام شد و امیرالمؤمنین علی(ع) سه روز کنار ایشان ماند. در روز سوم، پیامبر (ص) به علی(ع) فرمودند به کارهای خود برسد.وقتی امیرالمومنین (ع) برگشتند دیدند حال پیامبر (ص) وخیم است ظاهرا در نبود امیرالمومنین (ع) دارویی به پیامبر خوراندند که باعث سرعت شهادت حضرت شد.
عارفی بیان کرد: هنگام احتضار پیامبر (ص)، تنها اهل بیت نزدیک ایشان بودند؛ امیرالمؤمنین علی(ع)، حضرت زهرا(س) و دو فرزند خردسالشان، امام حسن و امام حسین(ع). امیرالمؤمنین سر پیامبر (ص) را بر دامن داشت و میگریست. پیامبر (ص) به علی(ع) فرمود: «صبور باش» و به حضرت زهرا(س) فرمود: «تو نخستین کسی خواهی بود که به من ملحق میشوی.